شده باشد ، و سپس بنابر توقيف ، بر آيات نازلشدهء قبل از آن قرار گرفته ، و نام سوره نيز از آن گرفته شده باشد ، و اگر چه ما مصلحت و حكمت اين قرارداد توقيفى را ندانيم ، همچنان كه در أكثر موارد ترتيب در قرآن كريم چنين علمى را نداريم .
إشكال چهارم : آيه شريفهء :
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ
در سورهء انفال است ، و به اتّفاق أهل تفسير ، بعد از واقعهء جنگ بدر نازل شده است ، و سالهائى قبل از واقعهء غدير بوده است . و أهل تفسير اتفاق دارند بر اينكه : آن آيه به سبب گفتار مشركين مانند أبو جهل و أمثال او به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله قبل از هجرت بوده است . و اين آيه به جهت تذكر دادن خدا رسولش را به گفتارهاى سابق آنهاست . يعنى به يادآور گفتارشان را كه چنين و چنان مىگفتند : كقوله تعالى
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ،
« 1 »
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ
« 2 » و نحوها . يعنى « به يادآور زمانى را كه خداوند به فرشتگان گفت . . و به يادآور زمانى را كه از نزد أهل خودت چاشتگاهان كوچك كردى » ! و از اين تذكار استفاده مىشود كه زمان گفتار مشركان قبل از نزول اين آيه
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ
بوده است .
جواب : ابن تيميّهء مسكين « 3 » پنداشته است ، و يا خود را به پندار زده است كه
هامش
( 1 ) - آيه 30 ، از سورهء 2 : بقره .
( 2 ) - آيه 121 ، از سورهء 3 : آل عمران .
( 3 ) - ابن حجر در كتاب خود به نام : الفتاوى الحديثة ص 86 ، گويد : ابن تيميّه ، عبدى است كه خداوند او را گمراه و كور و كر و ذليل و بىمقدار و پست نموده است ، و بدين مطلب بزرگان أهل علم كه فساد حالات او را بيان كردهاند ، تصريح كردهاند ، و به دروغ بودن أقوال او تنصيص نمودهاند ، و هر كس بخواهد بدين مطلب اطّلاع يابد ، به مطالعهء كلام إمام مجتهدى كه همه اتّفاق بر امامت او و جلالت او و بلوغ او به درجهء اجتهاد دارند - أبو الحسن السّبكىّ و پسرش : تاج و شيخ إمام : عزّ بن جماعة و أهل عصر آنها و غير از آنها از شافعيّه و مالكيّه و حنفيّه - بپردازد . ابن تيميّه اعتراضات خود را منحصر در متأخّرين از صوفيّه نكرده است بلكه بر مثل عمر بن خطّاب و على بن ابي طالب اعتراض دارد ، و حاصل مطلب آنكه براى گفتار او وزن و قيمتى نيست بلكه او سخن خود را در هر تپّه و گودال و كوه و درّه مىاندازد و بهر جا مىاندازد و اعتقاد علماء اسلام دربارهء او آنست كه او مردى ضالّ و مضلّ و أهل غلوّ و تندروى بوده است ، خدا با او به عدلش رفتار كند ، و ما را از طريق او و عقيدهء او و فعل او در پناه خودش پناه دهد .