آيه معلوم شود ، و آن آيه اين است :
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ .
( آيه 34 ) « و به چه علّت خداوند آنها را عذاب نكند ، در حالى كه آنها موالى و سرپرستهاى مسجد الحرام را از ورود به آن منع مىكنند ، و خودشان أوليآء و سرپرستان مسجد الحرام نيستند . أوليآء و صاحب اختياران در امور مسجد الحرام نيستند مگر مردمان با تقوى ، و ليكن أكثر آنها نمىدانند » .
[ در صورت تداوم مخالفت ، بر قوم پيغمبر نيز مانند أقوام قبل عذاب مىشد ]
توضيح اين مطلب آن است كه اينطور نيست كه خداوند به هر صورت ، و به هر كيفيت و در هر شرائطى عذاب را از مردم مكّه و يا مدينه ، با آنكه پيامبر در ميان آنها بوده است ، برداشته باشد . بلكه عذاب عمومى را برداشته است در وقتى رسول الله در ميان ايشان است ، و هنوز خارج نشده ، و يا او را إخراج نكردهاند ، و در اين صورت از بركات ، و آثار نفس نفيس او رفع عذاب است ، و يا در وقتى كه در ميان آنها جمعى از مؤمنان باشند كه به بركت توجّه و استغفار آنها خداوند عذاب را برمىدارد .
و ليكن هنگامى كه آنها پيغمبر را از مكّه إخراج كردند ، و چند سالى نيز طول كشيد ، تا مؤمنان باقيماندهء در مكّه كم كم به مدينه هجرت كردند ، و مكّه از مستغفرين خالى شد ، پروردگار إذن فتح مكّه را با شمشير به پيغمبرش داد . و اين غزوات و جنگهاى خونين رسول الله همگى عذاب و نقمت و نكبت و ذلّتى بود كه بر مشركان مىرسيد .
و بلكه در صورت تمادى بر جهالت و ضلالت و إعراض از آيات خدا و پذيرش رسول خدا ، تهديد و وعيد همان صاعقهء قوم عاد و ثمود ، به آنها داده شد ، كه عينا به مثابه قوم عاد كه پيغمبرشان حضرت هود را تكذيب كردند و به مثابه قوم ثمود كه پيغمبرشان حضرت صالح را تكذيب كردند ، صاعقه و ريح صرصر آنها را طعمهء حريق و هلاكت خواهد ساخت .
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ
إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ