أهل بيت عليهم السّلام ، از زبان حال آنان درحالىكه دشمنان و قاتلان خود را مخاطب قرار دادهاند ، مىگويد :
ملكنا فكان العفو منّا سجيّة * فلمّا ملكتم سال بالدّمّ أبطح 1
و حلّلتم قتل الاسارى و طالما * غدونا على الأسرى فنعفو و نصفح 2
فحسبكم هذا التّفاوت بيننا * و كلّ إنآء بالّذى فيه يرشح
« 1 » 3 1 - ما ملك و حكومت يافتيم ، و عفو و إغماض ، سجيّه و خوى و عادت ما بود ، امّا چون شما رياست و حكومت يافتيد ، زمين أبطح از خون جارى شد ! 2 - و شما كشتن أسيران را حلال شمرديد ، و چه زمانهاى درازى گذشت كه عادت ما چنين بود كه با اسيران به عفو و إغماض ، و گذشت و چشمپوشى از جنايات رفتار مىكرديم ! 3 - و براى شما همين تفاوت بين ما و شما كفايت مىكند زيرا كه از كوزه برون همان تراود كه در اوست .
و معلوم است كه حضرت سيد الشهداء عليه السّلام را در كربلا كشتهاند و مراد از أبطح ، أبطح عراق و زمينهاى رملى است كه از كوفه تا بصره إدامه دارد .
و اگر كسى بگويد : حسين بن على بن حسن بن حسن بن حسن بن على بن أبي طالب در مكّه كشته شد ،
هامش
( 1 ) - محدّث قمى در « منتهى الآمال » طبع رحلى علميّه اسلاميّه ، ج 1 ، ص 110 در بيان أحوال أمير المؤمنين عليه السّلام آورده است كه : جمع كثيرى از علماى سنت در كتب خود نقل كردهاند كه يكى از ثقات أهل سنت گفت : على بن أبي طالب عليه السلام را در خواب ديدم ، گفتم : يا أمير المؤمنين شما وقتىكه فتح مكّه فرموديد ، خانهء أبو سفيان را مأمن مردم نموديد و فرموديد هر كه داخل خانهء أبو سفيان شود بر جان خويش ايمن است ! شما اين نحو احسان در حقّ أبو سفيان فرموديد ! فرزند او در عوض تلافى كرد ، فرزندت حسين عليه السّلام را در كربلا شهيد نمود و كرد آنچه كرد ! حضرت فرمود : مگر أشعار ابن الصّيفى را در اين باب نشنيدى ؟ گفتم : نشنيدم ! فرمود جواب خود را از او بشنو ! گفت : چون بيدار شدم مبادرت كردم به خانهء ابن الصّيفى كه معروف است به حيض و بيص ، و خواب خود را براى او نقل كردم . تا خواب مرا شنيد ، شهقه زد و سخت گريست و گفت : به خدا قسم كه اين اشعارى را كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرموده ، من در همين شب به نظم آوردم ، و از دهان من هنوز بيرون نشده ، و براى أحدى ننوشتهام ، پس إنشاد كرد از براى من آن أبيات را ملكنا فكان العفو منا سجيّة تا آخر أبيات .