تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

[ بيان أهل لغت در أبطح كه هر مكان مسيل گسترده با شن و رمل است ]

طريح بن إسمعيل ثقفى كه دربارهء وليد بن يزيد بن عبد الملك سروده بود ، و خود نيز از دائىهاى او بود ، تغنّى مىنمود ، بدين بيت :
أنت ابن مسلنطح البطاح و لم * تطرق عليك الحنىّ و الولج
« 1 » « تو پسر آن بطحاء واسع و گسترده هستى ! و زمين‌هاى پست منخفض ، و ساير نواحى و راهها به تو دست نيافته است » يعنى تو از بطحاء هستى كه معروف و مشهورى ! و از ميان زمين منخفض و نواحى ديگر نيستى ، تا نسبت مخفى باشد ، و ريشه و أصالتت پنهان شود . بعضى از حضّار مجلس گفتند : مراد از بطاح در اين بيت ، غير از بطحاء مكّه نيست ، چگونه آن را به صيغهء جمع آورده و بطاح گفته است . يك نفر علوىّ بطحاوى به هيجان آمد و گفت : مراد از بطحاء ديگر ، بطحاء مدينه است و آن بطحاء از بطحاء مكّه ، بزرگتر و واسع‌تر است ، و جدّ من از آنجاست . و اين شعر را براى آن خواند :
و بطحاء المدينة لى منزل * فيا حبّذا ذاك من منزل
« و بطحاء مدينه منزل من است ، پس اى چه نيكو و خوش منزلى است آن منزل . » آن بعض از حضّار گفت : بنابراين مجموعا بطحاء مكّه و بطحاء مدينه ، دو بطحاء مىشوند ، معناى صيغهء جمع چيست ؟ ! جواب مىگوئيم : عرب در كلام توسّع قائل است ، و بالأخصّ در شعر ، چه بسيار از مواضع تثنيه را به صيغهء جمع مىآورد . و بعضى از مردم گفته‌اند : أقلّ أعداد جمع دو است ، نه سه . تا آنكه گويد : تمام اين تأويلات ، تكلّف و دردسر است ، زيرا وقتى كه
هامش
( 1 ) - در « لسان العرب » ، در مادّهء سلطح گويد : الاسلنطاح ، طول و عرض است . و سلنطح فضاء وسيع است . و اسلنطح الوادى : يعنى وسيع و گسترده شد . و اسلنطح الشيء : يعنى عريض و طويل شد . و حنىّ : آن مقدار از زمينى است كه منخفض و پست است . و ولج جمع ولاج با كسره است ، و به معناى نواحى و وادىهاى گسترده است .