سنّش كم بود ، و قلم حكم و تكليف بر او جارى نشده بود ، و أبو بكر كه إسلام آورد ، مرد بالغ و كاملى بود ، و حكم و تكليف بر او جائز بود ! مأمون گفت : تو به من بگو كداميك أوّل إسلام آوردهاند ، و پس از آن من با تو در حداثت سنّ و كمال سنّ مناظره و بحث كنم ! من گفتم : على بر اين كيفيّت قبل از أبو بكر ايمان آورد .
مأمون گفت : آرى ! اينك بگو كه إسلام على در هنگامى كه إسلام آورد ، به دعوت رسول خدا بود كه او را به إسلام فراخواند ، و يا آنكه به إلهام خداوند بدون دعوت رسول خدا بوده است ؟
إسحق مىگويد : من قدرى تأمّل كردم كه مأمون به من گفت : اى إسحق : نگو به إلهام از جانب خدا بوده است ، كه در اين فرض او را بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مقدّم داشتهاى ! زيرا رسول خدا إسلام را نمىشناخت تا اينكه جبرائيل از خداوند تعالى براى او آورد .
گفتم : بلى ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به إسلام فرا خواند ! گفت : اى إسحق ! چون رسول خدا او را به إسلام فرا خواند ، أمر از يكى از دو حال خارج نيست : يا اين خواندن به أمر خداوند بوده است ، و يا پيغمبر از نزد خود تكلّف نموده است .
اسحق مىگويد : باز من تأمّل كردم ! مأمون گفت : به رسول خدا نسبت تكلّف مده ! او بدون حجّت خدائى از خود چيزى نمىآورد ، و خداوند مىفرمايد :
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ .
« 1 » « و من بدون برهان و حجّت از جانب خدا چيزى را از نزد خود نمىآورم ، و بر خود بطور ساختگى نمىبندم » .
من گفتم : بلى ! اى أمير مؤمنان ، بلكه به أمر خداوند ، على را دعوت كرده است !
هامش
( 1 ) - آيه 86 ، از سورهء 38 : ص .