و در گفتار او نيز تخطئه و تصويبى به عمل آورد .
و سپس گفت : من دنبال شما براى اينگونه بحثها نفرستادم ، و ليكن دوست دارم كه شما را آگاه كنم و بر شما مكشوف نمايم كه أمير المؤمنين ( مراد خودش است ) مىخواهد با شما در مذهبش كه خود بر آن مذهب است ، و خداوند را بر آن دين و آئين مىپرستد ، مناظره و مباحثه به عمل آورد ! ما گفتيم : أمير المؤمنين وفّقه الله ، آنچه را كه مىخواهد ، انجام دهد ! مأمون گفت : أمير المؤمنين ، خداوند را بر اين نهج عبادت مىكند و بندگى مىنمايد ، و بر اين نهج پيمان و تعهّد دارد كه : علىّ بن أبي طالب بهترين خليفهء خدا بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بهترين و سزاوارترين مردم است ، از براى خلافت رسول خدا .
إسحق گفت : من گفتم : اى أمير مؤمنان ، در ميان ما كسانى هستند كه آنچه را كه أمير مؤمنان ( مأمون ) دربارهء على مىگويد ، قبول ندارند . و أمير مؤمنان ما را براى بحث و مناظره طلبيده است ! مأمون گفت : اى إسحق ! اختيار با توست ! اگر بخواهى سؤال كنى سؤال كن ، و اگر بخواهى من از تو سؤال كنم ! إسحق مىگويد : من فرصت را مغتنم شمردم ، و با اين پيشنهاد خود مأمون بر اختيار در سبقت ، گفتم : من از تو مىپرسم اى أمير مؤمنان ! مأمون گفت : بپرس ! من گفتم : از كدام دليل و مدرك أمير مؤمنان مىگويد : على بن أبي طالب أفضل مردم است بعد از رسول خدا ، و أحقّ و سزاوارترين آنهاست به خلافت پس از رسول خدا ! ؟
مأمون گفت : اى إسحق ! تو به من بگو ميزان فضيلت چيست تا بر آن اساس و معيار گفته شود : فلان كس أفضل از فلان كس است ؟ ! من گفتم : با أعمال نيك و صالح ! گفت : راست گفتى ! و بنابراين ، بگو : اگر كسى در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر ديگرى فضيلت دارد ، و افضل از او به شمار مىآيد ، و پس از رسول خدا آن شخص غير أفضل كارهائى را انجام دهد كه از أعمالى كه آن شخص أفضل در زمان رسول خدا انجام داده است ، بهتر و چشمگيرتر باشد آيا آن را هم مىتوان در
امام شناسى (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٩