تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
هيچكس از من آن را نپرسيده است !

[ شأن نزول آيه سأل سائل به عذاب واقع ]

روايت كرد براى من پدرم « 1 » ، از أبو جعفر : محمّد بن على ، از پدرانش - صلوات الله عليهم - كه چون رسول خدا به غدير خمّ رسيد ، مردم را خبر كرد ، و ايشان گرد آمدند ، و دست على را گرفت و گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه . اين خبر شايع شد و به شهرها رسيد از جمله به حارث بن نعمان فهرى رسيد . حارث سوار ناقهء خود شد ، و آهنگ رسول الله كرد و آمد تا به لشكرگاه رسيد ، و از ناقهء خود پياده شد ، و زانوى ناقه را بست ، و رو به خيمهء رسول الله آورد ، و رسول الله در ميان مهاجر و انصار نشسته بود . و گفت : اى محمّد تو آمدى و گفتى : سيصد و شصت معبود را رها كنيد ، و بگوئيد : خدا يكى است ! و ما گفتيم . و گفتى كه : بگوئيد : من رسول او هستم ! ما هم گفتيم . گفتى كه : پنج نماز بجاى آوريد ! ما آورديم . گفتى : ماه رمضان روزه بداريد ! پذيرفتيم . گفتى : زكات مال بدهيد ما هم به گردن گرفتيم ! حجّ فرمودى ، ردّ نكرديم ، جهاد فرمودى ، قول تو را قبول نموديم .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « فرائد السّمطين » ، ج 1 ، باب 15 ، ص 82 كه اين روايت را از ثعلبى نقل مىكند روايت را اسناد مىدهد به سفيان بن عيينة از حضرت صادق عليه السّلام بدون واسطهء پدرش : عيينة . و ظاهرا اين صحيح باشد ، زيرا مجلسى رضوان الله عليه كه همين روايت را در « بحار الأنوار » طبع كمپانى ج 9 ص 216 و ص 217 از تفسير « فرات بن ابراهيم » از « تفسير ثعلبى » روايت مىكند ، از سفيان از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند . و اگر كسى بگويد : چه اشكال دارد كه سفيان روايت را بدون واسطه از حضرت صادق عليه السّلام و با واسطهء پدرش از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده باشد ؟ و بنابراين دو روايت بوده و با يكديگر تنافى ندارند ، در « تفسير ابو الفتوح » با يك سند ، و در « تفسير فرات بن ابراهيم » با سند ديگر روايت شده باشد . در جواب گوئيم : در كتب رجال از جمله « معجم رجال الحديث » ج 8 ص 159 شماره 5237 ، و ج 13 ص 239 شمارهء 9251 و 2952 ، و تنقيح المقال » ، مامقانى ج 2 ص 39 و ص 40 ، و نيز در ص 364 پدر سفيان : عيينة بن ميمون أبو عمران را از اصحاب حضرت باقر عليه السّلام نشمرده‌اند . و علاوه اين رجال علم در تفاسير خود روايت را از تفسير ثعلبى روايت كرده‌اند نه از مصادر مختلف ، و آن يك روايت بيش نيست ، و امكان روايت از حضرت باقر عليه السّلام ، بيش از مجرّد فرض چيزى نيست و روايت را متعدّد نمىكند . مصدر اين روايت كه بسيارى از علماء شيعه و عامّه در كتب تفسير و مناقب خود آورده‌اند همانطور كه در « تفسير مجمع البيان » نيز در صفحهء بعد مىآيد فقط « تفسير ثعلبى » است ، و روايت واردهء در آن يك روايت است .