أمير المؤمنين عليه السّلام به همين نهج ذكر مىكند ، با اين تفاوت كه أوّلا سند حديث را به حضرت جعفر بن محمّد الصّادق مىرساند ، نه حضرت أبو جعفر محمّد بن على الباقر عليه السّلام ، و ثانيا آن مرد سائل را به نام نعمان بن حرث فهرى آورده است نه حارث بن نعمان . و ليكن در ابتداى بحث خودش گفته است : قائل اين گفتار چنين گفته شده است كه : نضر بن حارث بن كلدة بوده است « 1 » .
مجلسى در « بحار » اين روايت را از « تفسير فرات بن ابراهيم » مىآورد ، و نيز از « طرائف » سيّد ابن طاوس از ثعلبى ، و نيز از كتاب « كنز جامع الفوائد » از محمّد بن عبّاس با سند خود از سفيان بن عيينه ، و سپس گفته است : صاحب « كنز » گويد : من با سند ديگر اين حديث را از أبو بصير از حضرت صادق عليه السّلام بدين طريق روايت مىكنم كه :
حضرت صادق عليه السّلام اين آيه را تلاوت كردند :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ
« بولاية علىّ »
لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
. و سپس فرمودند : در مصحف فاطمه اينطور آمده است .
و برقى از محمّد بن سليمان ، از پدرش ، از أبو بصير ، از حضرت صادق روايت كرده است كه فرمود : هكذا و الله أنزلها جبرئيل على النّبىّ ، و هكذا هو مثبت فى مصحف فاطمة . « 2 » « سوگند به خدا كه همينطور و به همين كيفيّت جبرئيل بر رسول اكرم نازل كرد ، و همينطور در مصحف فاطمه ثبت است » .
و نيز مجلسى دو روايت ديگر از « تفسير فرات بن إبراهيم » دربارهء شأن نزول آيه سأل سائل روايت مىكند ، كه دربارهء شخصى أعرابى كه دربارهء ولايت علىّ بن أبي طالب خودش تقاضاى عذاب كرد وارد شده است ، اوّل ، روايت را معنعنا از أبو هريره ذكر مىكند ، و دوّم از جعفر بن محمّد بن بشرويه قطّان معنعنا از أوزاعى ، از صعصعة بن صوحان و أحنف بن قيس ، كه هر دو مىگفتند كه : ما از ابن عبّاس شنيديم كه او مىگفت : ما با رسول خدا بوديم كه آن مرد سائل وارد شد ، و سپس تمام قضيّه را ذكر مىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) - « مجمع البيان » ، طبع صيدا ، ج 5 ، ص 352 .
( 2 ) - « بحار الأنوار » ج 9 ، ص 216 و ص 217 .
( 3 ) - « بحار الأنوار » ، ج 9 ، ص 216 .