تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
من تو را ديده‌ام كه هر وقت او را ديده‌اى خشوع و خضوع نموده‌اى و تواضع كرده‌اى و براى او در مجلس براى نشستن جا باز كرده‌اى ! عمر گفت : چه چيز موجب مىشود كه من اين‌گونه رفتار را نكنم ؟ سوگند به خدا كه او مولاى من و مولاى هر فرد مؤمنى است » . و در كتاب « فتوحات إسلاميّه » آورده است كه : يك بار علىّ بن أبي طالب بر عليه يك مرد أعرابى حكمى كرد ، و آن مرد عرب به حكم او راضى نشد ، عمر گريبان او را گرفت و به او گفت : ويلك إنّه مولاك و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة « 1 » . « اى واى بر تو ! او مولاى تو و مولاى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنه‌اى است » ! و طبرانى تخريج كرده است كه : به عمر گفتند : إنّك تصنع بعلىّ - أى من التّعظيم - شيئا لا تصنع مع أحد من أصحاب النّبىّ صلى الله عليه و آله ! فقال : إنّه مولاى « 2 » . « تو از جهت تعظيم و توقير با على كارى مىكنى كه با هيچيك از صحابهء رسول خدا نمىكنى ! عمر گفت : به جهت آنكه او مولاى من است » .
هامش
( 1 ) - « الفتوحات الإسلاميّة » ، ج 2 ، ص 307 . ( 2 ) - « الغدير » ، ج 1 ، ص 382 و ص 383 . و نيز گفته است كه : زرقانى مالكى در « شرح مواهب » ص 13 از دارقطنى روايت كرده است .