تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
و به عثمان گفت : مانند توپ بازى اين إمارت و ولايت را دست به دست بدهيد ! و أركان و اصول آن را از بنى اميّه قرار دهيد ، زيرا حقّا غير از سلطنت و حكومت دنيوى چيزى نيست .

[ گفتار ابو سفيان به عثمان در امر خلافت ]

و من نمىدانم ، نه بهشتى است و نه جهنّمى . و سپس به سر قبر حمزه سيّد الشّهداء آمد ، و آن را با يك پاى خود مىزد و مىگفت : إى حمزة آن حكومت و إمارتى كه تو ديروز براى آن با ما جنگ مىكردى ، ما إمروز مالك شديم ، و ما از تيم و عدىّ ( أبو بكر و عمر ) به آن سزاوارتر بوديم » ! بارى از مجموع آنچه در اين مقدّمه ذكر شد به دست آمد كه : تا چه أندازه مسلمانان ، در زمان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم متفاوت بوده‌اند ، و از جهت گرايش قلبى و ايمان واقعى مختلف ، و رسول خدا در دوران نبوّت با اين أفراد متفاوت ، با اين طرز تفكرهاى گوناگون ، مواجه و روبرو بوده ، و چقدر زندگى و مماشات و تماس و معاشرت و انس و رفت و آمد با بسيارى از آنها جانفرسا و طاقت‌فرسا بوده است .

مقدّمهء سوم : [ مكلّف به قلم تكليف خداوندى بودن أنبياء و مرسلين ، و أئمّهء ع همچون ديگر آدميان ]

تمام پيامبرانى كه خدا فرستاده است از أنبياء و مرسلين ، و همگى أئمّهء معصومين - سلام الله عليهم أجمعين - و همهء معصومان و پاكان از أولياء الله مقرّبين ، مانند ساير أفراد بشر مكلّف به قلم تكليف ، و مؤدّب به تأديب خداوندى مىباشند . و با قدم مجاهده و استقامت در راه ، و مقدّم داشتن محبّت و رضاى الهى را بر رضاى خويشتن ، و صبر و تحمّل آزارها در طريق وصول به مطلوب حضرت سبحانى ، و با همّت عالى و عزمى استوار و إراده‌اى متين ، بايد يكايك از استعدادها و قواى خدادادى خود را به مقام فعليّت آورده ، و منازل و مراحلى را كه در راه قرب و لقاء حضرت أحديّت و فناء در ذات اقدس او ، و بقاء به خداوند بعد از حصول مقام فناء مقرّر شده است ، طىّ كنند ، و با اختيار و اراده اين راه را بپيمايند . گزينش و انتخاب خداوندى ، و ارتضاء و اصطفاء و اجتباء حضرت أحدى در عوالم غيب و عالم ذرّ و مثال و در به دو خلقت در عوالم نوريّه و مجرّده و بسيطه ، موجب سلب اختيار و ارادهء آنان نبوده ، بلكه مؤيّد و مسدّد و پشتيبان اختيار و إراده