را كه خداوند نازل كرده است ، پس تمام أعمال ايشان را حبط و نابود ساخت » .
و امّا اينكه گفتى خداوند بر مىگزيند ، و انتخاب مىكند ، خداوند مىفرمايد :
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
« 1 » .
« و پروردگار تو اى پيامبر خلق مىكند ، آنچه را كه بخواهد و برمىگزيند ، و براى مردم أبدا اختيارى و گزينشى نيست » .
عمر در پاسخ جواب ابن عبّاس جوابى نداشت جز اينكه عصبانى شد . « 2 » در اينجا مىبينيم عمر بين إرادهء تكوينيّه و ارادهء تشريعيّهء خدا خلط كرده و به اشتباه رفته است ، و جواب دندانشكن ابن عبّاس ، راه گريز را بر او مسدود نمود .
اين پاسخ عمر همانند گفتار عبيد الله بن زياد به حضرت زينب - سلام الله عليها - در مجلس دار الإمارهء كوفه مىباشد : الحمد للّه الّذى قتلكم و أكذب أحدوثتكم . « حمد براى خدائى است كه شما را كشت ، و بدعتهاى تازهء شما را فاش ساخت ، و دروغ آن را نمودار كرد » .
و حضرت زينب - سلام الله عليها - پاسخ دادند كه : خداوند جان هر ذى نفسى را قبض مىكند ، و اين منافات با صدق عنوان كشتن تو و يزيد از روى جرم و جريمه ندارد ، و كار خدا مانع از قبح فعل شما نيست ، و اختيار را از شما سلب نمىكند . يزيد هم در شام قتل أهل بيت را به خدا نسبت مىدهد ، و سلطنت خود را از خدا مىداند .
ما در تاريخ بنى عبّاس بسيار مىبينيم كه خلفاى بنى عبّاس دچار اين خبط شده ، و كارهاى قبيح خود را به خدا نسبت مىدهند و خلافت و حكومت خود را به استناد اينكه قدرت فعلا به دست آنها آمده است ، از خدا مىدانند . و عدم امارت إمامان أهل بيت عليهم السّلام را دليل بر عدم تقدير الهى و مستند به عدم حقّانيّت آنها مىدانند .
در طول پنج قرن خلافت اولاد عبّاس ، آنقدر شاعران متملّق شعرها در أوصاف
هامش
( 1 ) - آيه 68 ، از سورهء 28 : قصص .
( 2 ) - « إمام على » تأليف عبد الفتّاح عبد المقصود .