محمد حسين هيكل مىگويد : و فيما هو فى هذه الشّدّة و فى البيت رجال قال : هلمّوا أكتب لكم كتابا لا تضلّوا بعده أبدا .
[ جلوگيرى عمر از آوردن قلم و كاغذ براى رسول خدا صلّى الله عليه و آله ]
قال بعض الحاضرين : إنّ رسول الله صلّى الله عليه ( و آله ) قد غلبه الوجع ، و عندكم القرآن ، و حسبنا كتاب الله ، و يذكرون أنّ عمر هو الّذى قال هذه المقالة . و اختلف الحضور ، منهم من يقول : قرّبوا يكتب لكم كتابا لا تضلّوا بعده ، منهم من يأبى ذلك مكتفيا بكتاب الله ، فلمّا رأى محمّد خصومتهم قالوا : قوموا ! « 1 » و در آن حال شدّت مرض و غلبهء كسالت كه پيوسته در پهلوى آن حضرت آب خنكى مىگذاشتند ، و پيوسته آن حضرت دست خود را در آن ظرف آب مىبرد و بر صورت خود مىكشيد ، و تب آنقدر زياد بود كه أحيانا آن حضرت را بيهوش مىكرد ، و سپس به هوش مىآمد ، و پيامبر از آن تب ، بزرگترين شدائد را تحمّل مىكرد ، و در آن اطاق مردانى بودند ، پيغمبر فرمود : « بيائيد من براى شما نامهاى بنويسم كه پس از آن هيچگاه گمراه نخواهيد شد ! بعض از حاضران گفتند : درد و مرض بر رسول خدا غلبه كرده ، و نزد شما قرآن است و كتاب خدا ما را بس است ، و مىگويند كه : عمر بود كه اين گفتار را گفت . حاضران اختلاف كردند ، بعضى از ايشان گفتند : نزديك آوريد ، براى شما نامهاى بنويسد كه بعد از آن گمراه نشويد ! و بعضى از ايشان امتناع كردند و گفتند : كتاب خدا كافى است . چون محمّد دشمنى و خصومت آنان را ديد ، گفتند : برخيزيد » ! هيكل بعد از اين عبارات بدون فاصله مىگويد : و ما فتىء ابن عبّاس بعدها يرى أنّهم أضاعوا شيئا كثيرا بأن لم يسارعوا إلى كتابة ما أراد النّبىّ إملاءه .
أمّا عمر فظلّ و رأيه ، أن قال الله فى كتابه الكريم : ما فرّطنا فى الكتاب من شىء . « 2 » « پس از اين قضيّه ، ابن عبّاس ، هميشه نظرش اين بود و يادآور مىشد كه : حاضران مجلس چيزهاى مهمّ و بزرگ و فراوانى را از دست دادند ، به آنكه در
هامش
( 1 ) - « حياة محمّد » ص 474 و ص 475 .
( 2 ) - « حياة محمّد » ص 475 .