تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
بياورند ، و هر كس بجاى آورد ، من بر او حدّ جارى مىكنم . عمر مىگويد : من اعتراف دارم كه تمتّع ، سنّت و دستور رسول خداست ، و ليكن نظر من اين است كه نبايد بجاى آورده شود . أبو موسى أشعرى گويد : إنّ عمر قال : هى سنّة رسول الله صلى اللّه عليه و آله و سلّم - يعنى المتعة - و لكنّى أخشى أن يعرّسوا بهنّ تحت الأراك ثمّ يروحوا بهنّ حجّاجا . « 1 » عمر مىگفت : « حجّ تمتّع دستور و سنّت رسول خداست ، و ليكن من بيم از آن دارم كه مردان حاجى زنان خود را در زير درخت‌هاى أراك فرود آرند ، و سپس آنها را براى انجام حجّ به عرفات ببرند » . و ما به حول الله و قوّته به حمد الله بحث كافى در ابتداى جلد ششم از « امام‌شناسى » پيرامون اين داستان نموديم . سوم : در « طبقات » ابن سعد رواياتى بسيار وارد است كه چون رسول خدا در بستر مرگ ، تقاضاى قلم و كاغذى نمود تا چيزى بنويسد كه امّت او هيچگاه گمراه نشوند عمر گفت : إنّ الرّجل ليهجر « بر اين مرد مرض غلبه كرده و هذيان مىگويد » ، كفانا كتاب الله « كتاب خدا براى ما كافى است » . و پيوسته ممانعت مىكرد ، تا اختلاف و مشاجره در بين حاضرين مجلس رسول خدا پديد آمد ، جمعى گفتند بياوريم و جمعى از طرفداران عمر مىگفتند : لازم نيست ، تا رسول الله به شدّت ناراحت شد ، و فرمود : برخيزيد و برويد ! در اين مجلس محلّ تشاجر و منازعه نيست ، و از دنيا با يك دنيا غم و غصّه چشم بر بست . ابن عبّاس پيوسته در زمان حيات خود مىگفت : الرّزيّة كلّ الرّزيّة ما حال بين رسول الله صلى اللّه عليه و آله و سلّم و بين أن يكتب لهم ذلك الكتاب من اختلافهم و لغطهم . « 2 » « مصيبت بزرگ ، تمام مصيبت از آن بود كه ميان رسول خدا و ميان آن نامه‌اى كه مىخواست بنويسد جدائى انداختند و نگذاشتند آن مكتوبى را كه در نظر داشت بنويسد ، و به علّت اختلاف و بلند كردن صدا در مجلس آن حضرت ، مانع از اين مهمّ شدند .
هامش
( 1 ) - « تفسير الميزان » ج 2 ، ص 90 ، از « مسند » احمد بن حنبل . ( 2 ) - « طبقات ابن سعد » ج 1 ص 244 .