تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
إنّى اوشك أن افارقكم « آگاه باشيد كه نزديك است من با شما مفارقت كنم » . و يا اينكه يوشك أن يأتى رسول ربّى فاجيب « نزديك است فرستادهء پروردگار من بيايد و من اجابت نمايم » . و اين نحوه از سخنان مىرساند كه : از تبليغ پيامبر يك أمر بسيار مهمّى باقى مانده بود ، كه آن حضرت مىترسيد مرگ او را دريابد ، و به اين مهمّ مبادرت نورزد و دين خدا ناقص و رسالت او تمام نشود . و ما مىبينيم كه در اين خطبه جز سفارش به عترت طاهره و نصب امير المؤمنين - عليه افضل صلوات المصلّين - چيز ديگرى نگفته است و دستور ديگرى نداده است . و معلوم است كه آن أمر مهمّ - كه خوف از وصول پيك أجل بدون مبادرت به آن امر را دارد - غير از مسئلهء ولايت نيست . و على هذا آيا مىتوان براى ولايت كه در اين خطبه آمده است ، با وجود اين نگرانى رسول خدا ، معنائى غير از امامت و حكومت اسلام كه دنبالهء امامت و امارت رسول الله است چيز ديگرى همانند محبّت و نصرت فرض نمود ؟ حاشا و كلّا . و از جمله آنكه پيامبر مىفرمايد : و ليبلّغ الشّاهد الغائب « بر تمام حاضران واجب است كه اين پيام را به غائبان برسانند » . اگر مراد از ولايت نصرت و يا محبّت بود ، با فرض لزوم اين دو امر بر مؤمنان كه از سابق از كتاب و سنّت استفاده شده است ، ديگر تأكيد و اصرار بر لزوم رساندن اين پيام به غائبين ، چه معنائى داشت ؟ معلوم مىشود كه اين پيام ، پيام جديد و مهمّى است كه اعلانش به غائبان بر عهدهء حضّار است . بالأخصّ كه پيامبر بعد از إبلاغ ، خداوند را گواه گرفته و گفتند : اللّهمّ أنت شهيد عليهم أنّى قد بلّغت و نصحت ! « خداوندا تو بر ايشان شاهد و گواهى كه من تبليغ اين أمر را نمودم و پند دادم » ! و شاهد گرفتن خداوند را در اين مسئله كه در اين خطبه كرارا و مرارا اللّهمّ اشهد ، اللّهمّ اشهد آمده است ، دليل بر آنست كه امر جديدى در آن روز حادث شده كه تا آن روز نبوده است . و از جمله گفتار رسول خداست در دنبال حديث كه : الله اكبر على إكمال الدّين ، و إتمام النّعمة ، و رضى الرّبّ برسالتى و الولاية لعلىّ بن أبي طالب : « الله اكبر بر كامل كردن خداوند دين خود را ، و بر تمام نمودن نعمت خود را ، و بر