تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
« اى مردم خداوند عزّ و جلّ مرا امر كرد كه براى شما إمامتان ، و آنكه بعد از من در ميان شما قيام به أمور دارد ، و وصىّ من ، و جانشين من ، و آن كه را خداوند عزّ و جلّ در كتاب خود طاعت او را واجب كرده ، و اطاعت از او را با اطاعت از من و اطاعت از خودش مقرون گردانيده ، و شما را به ولايت او امر كرده است ، نصب كنم . و من از ترس طعن أهل نفاق و تكذيب آنها به پروردگارم مراجعه كردم ، و او مرا بيم داد كه يا بايد ولايت على را تبليغ كنى ، و يا من تو را عذاب مىكنم » .

[ كلمهء نصب أمير المؤمنين عليه السّلام به ولايت ، دالّ بر امامت است ]

و سيّد على شهاب الدّين همدانى از عمر بن خطّاب روايت كرده است كه او گفت : نصب رسول الله صلى الله عليه و آله عليّا علما ، فقال : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و اخذل من خذله ، و انصر من نصره . اللّهمّ أنت شهيدى عليهم « 1 » . « رسول خدا صلى الله عليه و آله علىّ بن أبي طالب را به عنوان شاخص نصب كرد و گفت : هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست . بار پروردگارا ولايت آن‌كس را داشته باش كه او ولايت على را دارد ! و دشمن داشته باش آن كه را كه با على دشمنى كند ، و مخذول و خوار گردان آنكه را كه على را خوار كند ، و يارى كن كسى را كه على را يارى كند . بار پروردگارا تو گواه من هستى بر اين امّت » ! و از جمله آنكه ابن عبّاس پس از خاتمهء خطبهء پيغمبر گفت : وجبت و الله فى رقاب القوم « 2 » « سوگند به خداوند كه ولايت على ، بر گردنهاى بزرگان و اعيان عرب ثابت و لازم شد » ، يعنى گردن‌گير شد . اگر مراد از ولايت محبّت و يا نصرت بود آيا وجهى براى كلام ابن عبّاس متصوّر بود ؟ زيرا تأييد و تقويت نصرت و محبّت ، گردن‌گير شدن ندارد ، و ليكن منصب امامت و خلافت كه مستلزم امارت و حكومت و فرمانروائى است براى افرادى كه بخواهند شانه از زير بار خالى كنند و در تحت آن حكومت نروند ، گردن‌گير شدن دارد .
هامش
( 1 ) - كتاب « مودّة القربى » ، به نقل « ينابيع المودّة » طبع اسلامبول ، ص 249 . ( 2 ) - « كشف الغمّة » على بن عيسى إربلى ، ص 94 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 284 | السيد محمد حسين الطهراني