تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
را كه على را دوست دارد ! و دشمن بدار كسى را كه على را دشمن دارد » ! و اين دعاى رسول الله بر دوستى دوستان على كه به لفظ وال آمده است قرينه مىشود براى آنكه مراد از مولى نيز دوست و محبّ است . و در اين صورت دلالت حديث بر ولايت تمام نيست . اين استدلال صحيح نيست ، زيرا كه مبتنى است بر آنكه مراد از اللّهمّ وال من والاه دوستى و محبّت و يا نصرت باشد . و اين‌طور نيست ، بلكه مراد همان معناى حقيقى ولايت است . اللّهمّ وال من والاه معنايش آنست كه : بار پروردگارا تو ولايت كسى را بر عهده بگير كه او ولايت على را بر عهده دارد ! و از كسى سرپرستى و حمايت كن كه او در تحت سرپرستى و جماعت على درآمده است ! و صاحب اختيار كسى باش كه او على را صاحب اختيار گرفته است ! زيرا همانطور كه گفتيم ولايت رفع حجاب است ، و نسبت به طرفين لفظ مولى و ولىّ استعمال مىشود ، و تصريف فعل نيز در هر دو طرف واقع مىشود . كلمهء وال كه أمر است يعنى تو ولايت را بر عهده داشته باش ، و والاه كه صيغهء ماضى است يعنى در تحت ولايت او درآمده است .

[ اللّهمّ وال من والاه نيز مؤيد معناى إمامت از كلمهء مولى است ]

پس اين فقره از دعاى حضرت رسول الله ، علاوه بر آنكه منافاتى با ولايت در مقدّمه و حديث ندارد ، مؤيّد و مسدّد آنست . زيرا أوّلا به صيغهء عموم ، ولايت على را بر همهء مردم واجب كرده است و همه را به پيروى و أطاعت فرا خوانده است . و اين معنى با ولايت سازگار است نه با معناى محبّت و يا نصرت .

[ شواهد موجوده در خطبه كه دلالت بر معناى إمامت از لفظ مولى دارد ]

و ثانيا براى تثبيت إمامت و ولايت او همهء مردم را أمر به مساعدت نموده است ، تا موانع را از سر راه بردارد . و معلوم است كه إمامت منصب عامّى است كه نياز به مساعدت و إطاعت مردم دارد ، و گرنه محبّت و نصرت عموميّتش ، اين‌همه احتياج به تأكيد و إصرار ندارد . و ثالثا از اين فقره مىتوان بر عصمت آن حضرت استدلال كرد ، زيرا دعوت عامّهء مردم بدون قيد و شرط به لزوم تولّى و نصرت ، و به بيزارى از عداوت ، و تنها گذاردن و اعتنا به أوامر و نواهى ننمودن ، بدون تحقّق معنى و حقيقت عصمت ، معنى ندارد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 278 | السيد محمد حسين الطهراني