تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
دوّم شاهد و دليل بر اينكه مراد از مولى در حديث غدير ، إمامت و ولايت كلّيّه است ، گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله است قبل از بيان اين فقره از خطبه ، به اينكه مردم را مخاطب قرار داده و به اين طريق استفهام تقريرى پرسش نمود : أ لست أولى بكم من أنفسكم ؟ آيا من از خود شما به نفوستان از جهت اختيار و إراده و مولويّت و تصرّف در امور و ساير جهات نزديكتر به شما نيستم ؟ ! همه گفتند : آرى . و بر اين پايه و اساس ، آن حضرت گفتار خود را تفريع كرد كه : فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه « پس بنابراين هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست » .

[ أ لست أولى بكم من أنفسكم نيز تفسير كنندهء معناى مولى مىباشد ]

و چون عبارت آن حضرت : أ لست أولى بكم من أنفسكم نتيجه و متفرّع از آيه كريمهء قرآن است كه :
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
« 1 » ، ولايت پيغمبر بر مؤمنان از ولايت خود آنها به نفوسشان بيشتر است ، و اين ولايت بدون شكّ ، أولويّت من جميع الجهات است روحا و جسما ، ظاهرا و باطنا ، دينا و دنيا ، فعلىهذا مراد از استفهام تقريرى رسول الله در گفتارشان : أ لست أولى بكم همين گونه ولايت است . و بنابراين ولايت داده شده به أمير مؤمنان در من كنت مولاه فعلىّ مولاه نيز همين گونه ولايت خواهد بود . اين جملهء استفهاميّهء رسول الله را همانند خود حديث ولايت ، علاوه بر قاطبهء علماء شيعه ، أعلام و حفّاظ أهل سنّت همانند أحمد بن حنبل ، ترمذى ، ابن ماجه ، نسائى ، طبرى و طبرانى ، أبو حاتم ، دار قطنى ، ذهبى ، حاكم ، أبو نعيم ، ثعلبى ، بيهقى ، خطيب ، حسكانى ، ابن مغازلى ، سجستانى ، خوارزمى ، ابن عساكر ، بيضاوى ، ابن أثير ، أبو الفرج ، تفتازانى ، حمّوئى ، گنجى ، إيجى ، ابن صبّاغ ، ابن حجر ، سيوطى ، و بسيارى ديگر از آنها در كتب خود ذكر كرده‌اند . و تعداد اسامى اين بزرگان أهل سنّت را كه در كتب خود آورده‌اند ، علّامهء أمينى به شصت و چهار نفر بالغ گردانيده است « 2 » . و بنابراين ، خود اين مقدّمهء استفهاميّه نيز مستقلّا به حدّ تواتر رسيده است ، و بسيارى از صحابهء رسول خدا صلى الله عليه و آله كه حديث ولايت را روايت كرده‌اند منضمّا
هامش
( 1 ) - آيه 6 ، از سورهء 33 : أحزاب . ( 2 ) - « الغدير » ، ج 1 ، ص 371 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 276 | السيد محمد حسين الطهراني