ميان مفهوم آنها نيستيم بلكه مثل زيد انسان اتّحاد وجودى آنها را در خارج مىطلبيم ، و اين معنى با حمل شايع هم تمام مىشود ، زيرا براى اثبات ولايت اتّحاد مصداقى و خارجى معناى مولى با معناى أولى كافى است . ولى فخر رازى از عدم اتّحاد بين دو مفهوم مىخواهد عدم اتّحاد بين دو مصداق را نتيجه بگيرد ، و بر همين اساس تمسّك سيّد مرتضى را باطل پنداشته است . و اين كلام اشتباه است .
علّامهء امينى مىگويد : مولى ، أولى است . اين به حسب حمل شايع صناعى درست است ، ولى به حسب اوّلى ذاتى اشتباه است ، زيرا بين دو مفهوم آنها اتّحادى نيست . و همان اتّحاد مصداقى براى ما كافى است . ولى علّامهء امينى از اتّحاد بين دو مفهوم مىخواهد اتّحاد بين دو مصداق را نتيجه بگيرد و بگويد : چون دو مفهوم يكى است ، پس على عليه السّلام در خارج با مفهوم أولويّت منطبق است . و اين كلام اشتباه است ، زيرا براى اتّحاد مصداقى نياز به اتّحاد مفهومى نداريم . بگذار دو مفهوم مولى و أولى با هم تفاوت داشته باشند ، و اسم مكان با أفعل تفضيل متفاوت باشد ، ولى بعد از اتّحاد مصداقى و حمل شايع و انطباق معناى أولى بر على عليه السّلام در خارج ، بعد از عدم امكان انطباق بقيّهء معانى ديگر كه براى مولى ذكر شده است ، إمامت براى آن حضرت ثابت است ، و راه گريزى براى منكران ولايت نخواهد بود .
و از آنچه تا به حال بيان شد معلوم شد كه حقيقت لفظ مولى در نزد علّامهء أمينى به معناى أولى است و سزاوارتر به چيزى . ولى در نزد حقير حقيقت آن ، اسم مكان است براى موضعى كه حقيقت ولايت در آن باشد . و ولايت كما اينكه كرارا بيان شده است ، ارتفاع حجاب بين دو چيز است بطورى كه فاصلهاى ميان آن دو چيز غير از خود آن دو چيز نباشد . و تمام معانيى كه براى مولى و ولىّ و اولى و غيرها ذكر شده است بواسطهء اين معنى است كه در هر يك از مصاديق بواسطهء انطباق اين معنى بر آن ، استعمال مىشود . و أشهد أنّ عليّا ولىّ الله يعنى شهادت مىدهم كه علىّ به مقام و درجهاى رسيده است ، و در موقع و منزلتى قرار گرفته است كه در مقام عبوديّت محضه بين او و بين خداوند هيچ حجاب و فاصلهاى نيست . اينست معناى ولايت كامله ، و اينست معناى عبوديّت تامّه . اللّهمّ اجعلنا من
امام شناسى (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٣