تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
متولّى و مالك أمر و أولى به تصرّف ، در كلام عرب شايع ، و از إمامان لغت منقول است . و ابن حجر در « صواعق » ص 24 با سرسختى او در ردّ استدلال به حديث غدير ، آمدن مولى را به معناى أولى به شىء قبول دارد ، و ليكن مناقشهء او در اينست كه آيا أولويّت در جميع امور است و يا در بعضى از جهات ؟ آنگاه احتمال اخير را اختيار كرده است . و نسبت فهم اين معنى را از حديث ، به شيخين : أبو بكر و عمر داده است ، كه به أمير المؤمنين عليه السّلام گفتند : أمسيت مولى كلّ مؤمن و مؤمنة .

[ استدلال علّامهء أمينى در اينكه معناى مولى ، أولى است ]

و شيخ عبد الحقّ در « لمعات » خود اين معنى را از ابن حجر حكايت كرده است . و شيخ شهاب الدّين أحمد بن عبد القادر شافعى در « ذخيرة المآل » ، از ابن حجر پيروى كرده و گفته است : التّولّى : الولاية و آن صديق و ناصر و أولى به پيروى و نزديكى است ، مانند گفتار خداوند تعالى :
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ
« 1 » ، ( سزاوارترين مردم به ابراهيم ، آن كسانى هستند كه از او متابعت مىكنند ) . و اين همان معنائى است كه عمر از حديث فهميد ، چون حديث را شنيد گفت : هنيئا يا بن أبى طالب ! أمسيت ولىّ كلّ مؤمن و مؤمنة . انتهى كلام ابن حجر . و شريف سيّد مرتضى از أبو العبّاس مبرّد نقل كرده است كه : اصل يا ولىّ ، الّذى هو أولى و أحقّ بوده است و همچنين است مولى . و أبو نصر فارابى جوهرى در « صحاح اللّغه » در مادّهء ولى در شرح بيت لبيد گويد : مراد لبيد اين بوده است كه : أولى موضع يكون فيه الخوف . و أبو زكريّا خطيب تبريزى ، در شرح « ديوان حماسه » ج 1 ص 22 در قول جعفر بن علبة الحارثى : أ لهفى بقرّى سحبل « 2 »
حين أحلبت * علينا الولايا و العدوّ المباسل
هامش
( 1 ) - آيه 68 . از سورهء 3 : آل عمران . ( 2 ) - در « الغدير » أ لهفى بقرّى سجل آورده است ، و چون معناى صحيحى نداشت ، و به شرح « ديوان حماسه » در گفتار جعفر بن علبة الحارثى مراجعه شد ، در آنجا به أ لهفا بقرّى سحبل ضبط كرده بودند ، فلهذا ما طبق آن در متن آورديم و ترجمه نموديم . در آنجا آورده است : « همزه حرف نداء است . و لهفا منادى است با حذف ياء و يا بدون آن . و قرّى - با ضمّ قاف و تشديد راء مفتوحه - اسم زمينى است ، و يا به معناى اجتماع است . و سحبل مكان واسع است . و ولايا جمع وليّه مؤنّث ولىّ به معناى قريب ، يا