تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
نوح آمده بودند ، گفتند : ما نيستيم مگر بشرى همانند شما » !
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
« 1 » . بگو ( اى پيغمبر ) اينست و غير از اين نيست كه من بشرى هستم همانند شما كه به من وحى مىشود كه خداوند شما خداوند يگانه است » . چون در اين محاورات ، كافران رسالت رسول را از كسى كه انسان باشد و داراى پوست و بشره باشد يعنى طبيعى و مادّى باشد ، إنكار داشتند . و يا حضرت مريم به فرشتهء آسمانى مىگويد : چگونه براى من پسرى خواهد بود در حالى كه بشرى خود را با بدن من مسّ نكرده است ، و من زن فاجره‌اى نيستم !
قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا
« 2 » . زيرا كه لازمهء پسر آوردن و حامله شدن تماس با انسانى است كه داراى پوست و بشره باشد ، نه نفس ملكوتى انسان . و بنابراين گفتار ، صيغهء مفعل براى حدث و يا براى زمان و يا براى مكان وضع شده است ، و صيغهء أفعل براى إفادهء برترى و مزيّت . و اين دو معناى مختلفى است گرچه در أصل معناى مشترك كه از آن اشتقاق يافته‌اند مشترك باشند . فعلىهذا فخر گفته است كه : خليل و همقطاران او معناى أولى را در كتب خود ذكر نكرده‌اند « 3 » . و مير سيّد شريف در « شرح مواقف » گفته است : هيچيك از ائمّهء لغت صيغهء مفعل را به معناى أفعل ذكر نكرده‌اند . و گفتار خداوند تعالى : و
مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ
يعنى مقرّكم و ما إليه ما لكم و عاقبتكم . و به همين جهت در ذيل آن فرموده است :
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
« 4 » يعنى بد بازگشتى است . و بنابر آنچه گفته شده ، استفاده مىشود كه : ارادهء معناى أولى از لفظ مولى كه در بسيارى از تفاسير آمده است ، بنابر رسانيدن معنى با ألفاظى است كه در بسيارى از جهات با معناى حقيقى آن لفظ مناسبت دارد گرچه معناى حقيقى آن نباشد . و اين روش در بسيارى از كتب لغت نيز ديده مىشود ، كه معانى حقيقيّه
هامش
( 1 ) - آيه 110 ، از سورهء 18 : كهف . ( 2 ) - آيه 20 ، از سورهء 19 : مريم . ( 3 ) - « الغدير » ، ج 1 ، ص 359 . ( 4 ) - « شرح مواقف » إيجى ، ص 612 .