تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
چون امور شما را تملّك كرده است ، و شما خودتان را به آتش تسليم نموده‌ايد ، پس آتش أولى و سزاوارتر است به شما از هر چيزى ! و گفته شده است كه معناى آيه اينست : لا مولى لكم و لا ناصر ، چون هر كس كه آتش مولاى او باشد ، پس مولائى ندارد « 1 » .

[ گفتار فخر رازى در معناى مولى و أولى ]

فخر رازى با اعتراف به آنكه يكى از معانى مولى ، أولى است ، او نهجى ديگر را پيموده است و گفته است كه : بر اين نهج ، استدلال شريف مرتضى به آيه بر ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام تمام نمىشود . و ما عين ترجمهء عبارات او را در اينجا ذكر مىكنيم و سپس در اين باره به بحث مىپردازيم : او گفته است : در آيه شريفهء :
( مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ )
در لفظ مولى در اينجا چند قول است : يكى قول ابن عبّاس مولاكم يعنى مصيركم . و تحقيق اين معنى آنست كه مولى موضع و محلّ ولى است . و ولى به معناى قرب است . و بنابراين معنى اين‌طور مىشود كه : آتش موضع و محلّ شماست ، آن محلّى كه شما به آن نزديك مىشويد و به آن مىرسيد . دوّم : قول كلبى است ، او گويد : معنايش اينست كه : أولى بكم آتش أولى و سزاوارتر به شماست . و اين نيز قول زجّاج و فرّاء و أبو عبيده مىباشد . و بدان كه اين معنى معنائى است كه ذكر كرده‌اند ، و تفسير لفظ مولى نيست ، زيرا اگر لفظ مولى و لفظ أولى در لغت داراى يك معنى باشد ، بايد استعمال هر يك از آنها در جاى ديگرى صحيح باشد . و بنابراين بايد صحيح باشد كه بگوئيم : هذا مولى من فلان ، همچنان كه مىگوئيم : هذا أولى من فلان . و همچنين بايد صحيح باشد كه بگوئيم : هذا أولى فلان ، همچنان كه مىگوئيم : هذا مولى فلان . و چون اين گفتار باطل است ، فلهذا بايد گفت : معنائى كه براى مولى ذكر كرده‌اند ( أولى ) معنى و مقصود از رساندن مراد است نه تفسير لفظ مولى . و ما بر اين نكته تنبيه كرديم ، چون شريف مرتضى براى إمامت على عليه السّلام به گفتار رسول خدا : من كنت مولاه فعلىّ مولاه تمسّك كرده است و گفته است :
هامش
( 1 ) - « لباب التّأويل فى معانى التّنزيل » ، تفسير علىّ بن محمّد بن ابراهيم بغدادى معروف به خازن ، مطبعهء مصطفى محمّد ، ج 7 ، ص 29 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 264 | السيد محمد حسين الطهراني