در « شرح مقاصد » نقل از أبو عبيدة « 1 » ، و ابن صبّاغ مالكى « 2 » ، و سيوطى « 3 » ، و غيرهم مىباشند .
[ تحقيق در معناى حقيقى و ريشهاى كلمهء مولى ]
شيخ مفيد در رسالهاى كه در معناى مولى تصنيف نموده است ، و سيّد مرتضى علم الهدى در كتاب « شافى » ، مولى را به معناى أولى گرفته و به همين نهج استدلال بر إمامت أمير المؤمنين - عليه افضل صلوات المصلّين - نمودهاند .
قوشجى در « شرح تجريد الاعتقاد » در شرح قول خواجه نصير الدّين : و لحديث الغدير المتواتر در تقرير استدلال شيعه گفته است : يكى از معانى مولى ، أولى در تصرّف است خداوند مىفرمايد :
مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ
يعنى أولى بكم . اين معنى را أبو عبيده ذكر كرده است ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : أيّما امرأة نكحت به غير إذن مولاها يعنى به غير إذن الأولى بها و المالك لتدبير أمرها . و نظير اين در شعر بسيار است .
و بالجمله استعمال مولى به معناى متولّى و مالك أمر و أولى در تصرّف در كلام عرب شايع است ، و از إمامان لغت منقول است . و مراد آنست كه مولى اسم است براى اين معنى ، نه صفت است به مثابهء أولى تا اعتراض نشود كه : مولى از صيغهء اسم تفضيل نيست و به معناى تفضيل استعمال نمىشود .
و البتّه در حديث غدير بايد همين معنى مراد باشد تا با صدر حديث آن حضرت : أ لست أولى بكم من أنفسكم « آيا من أولى و سزاوارتر به شما از شما به خود شما نيستم ؟ ! » مطابقه كند .
قوشجى چون مذهب عامّه را دارد ، سپس در مقام دفع از استدلال به حديث غدير برآمده است ، و ليكن از جهات ديگر نه از جهت معناى مولى كه يكى از آنها أولى به شىء است « 4 » .
زمخشرى نيز در تفسير آيه
هِيَ مَوْلاكُمْ
گويد : گفته شده است كه معناى آن أولى بكم است ، و گفتار لبيد را در شعر شاهد آورده است و به دنبال آن گويد : و
هامش
( 1 ) - ص 288 .
( 2 ) - « الفصول المهمّة » ص 27 طبع سنگى ، و ص 25 از طبع حروفى نجف .
( 3 ) - « تفسير جلالين » .
( 4 ) - « شرح تجريد قوشجى » سيزده ورق به آخر كتاب مانده .