براى او ولىّ خوب و شايستهاى است » .
[ أشعار أبو تمام طائى و عبدى كوفى دربارهء غدير ]
و شاعر معروف عرب و عربيّت أبو تمام : اديب قرن دوم و سوم در اين موضوع چنين گويد :
و يوم الغدير استوضح الحقّ أهله * بضحياء لا فيها حجاب و لا ستر 1
أقام رسول الله يدعوهم بها * ليقربهم عرف و ينأهم نكر 2
يمدّ بضبعيه و يعلم أنّه * ولىّ و مولاكم فهل لكم خبر 3
يروح و يغدو بالبيان لمعشر * يروح بهم غمر و يغدو بهم غمر 4
فكان لهم جهر بإثبات حقّه * و كان لهم فى بزّهم حقّه جهر
« 1 » 5 1 - « و در روز غدير حقّ مىخواست براى اهلش واضح شود در روز روشن آفتاب برآمده كه در آن هيچ حجاب و پردهاى نبود .
2 - رسول خدا على را بر پا داشت ، و مردم را در آن روشنائى فراخواند ، تا اينكه شايستگى و پسنديدگى به آنها نزديك شود ، و زشتى و بدى از آنها دور گردد .
3 - دو بازوى على را به بالا مىكشيد ، و مردم را إعلام مىنمود كه اوست ولىّ خدا و مولاى شما ! پس آيا شما چنين علم و اطّلاع حاصل از مشاهده را داريد ؟ ! 4 - پيامبر با بيان و وضوح ، شب و صبحگاه به جماعتى رفت و آمد داشت كه شبانگاه آنها در ظلمت شديد فرو مىرفتند ، و صبحگاه نيز در ظلمت شديد فرو مىرفتند .
5 - و آن جماعت چنان بودند كه براى اثبات حقّ على و اعتراف به آن ، سخن خود را بلند و آشكارا كردند ، همچنان كه براى گرفتن و ستردن حق على نيز سخن بلند كرده و آشكارا نمودند » .
هامش
( 1 ) - « ديوان أبى تمام طائى » ، ص 143 . و شرح حال أبو تمام را خطيب در « تاريخ بغداد » ، ج 8 از ص 248 تا ص 253 ، تحت عنوان حبيب بن أوس أبو تمام طائى شاعر آورده است .
و در « مناقب ابن شهرآشوب » ج 1 ، ص 539 اين پنج بيت را با يك بيت ديگر آورده است ، و آن بيت اينست :أ حجّة ربّ العالمين و وارث * النّبىّ أ لا عهد و فىّ و لا اصر