شماست » و در گفتار ديگر خداوند :
هِيَ مَوْلاكُمْ
« 1 » « آتش است مولاى شما » در همهء اين موارد گفتهاند : مراد از مولى متولّى أمر است .
و بر همين نهج سيوطى در « تفسير جلالين » در آيه شريفهء :
أَنْتَ مَوْلانا
« 2 » « تو هستى مولاى ما » ، و در آيه شريفهء :
فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ /
« 3 » و در آيه شريفهء :
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا
« 4 » .
« بگو ( اى پيغمبر ) به ما هيچ گزندى از جانب كفّار نمىرسد مگر آنچه خداوند براى ما مقدّر نموده است . اوست مولاى ما » ، - يعنى متولّى أمرنا - مشى كرده و مولى را به معناى متولّى و صاحب اختيار و مدبّر امور گرفته است .
اين بحثى بود كه در أطراف معانى عديدهء مولى شد ، و دانسته شد كه : در حديث شريف ولايت غير از معناى رياست كلّيّه و إمامت إلهيّه و صاحب اختيارى امّت إسلام همانند پيامبر اعظم نمىتواند معنائى داشته باشد .
علاوه بر اين ، آنچه ما به صدد آن مىباشيم آنست كه : بعد از خوض در بطون لغت عرب و مجاميع أدب و جوامع عربيّت آنچه به دست مىآيد ، آنست كه : حقيقت معناى مولى ، أولى به شىء يعنى سزاوارتر به چيز است ، و معنائى غير از اين ندارد ، و همهء معانى به اين معنى بازگشت مىكنند . و اين معناى أولويّت در همهء معانى ملحوظ بوده ، و در هر يك به نوع عنايت خاصّى استعمال شده است .
و على هذا مولى فقط يك معنى دارد و بس ، و آن سزاوارتر و أولى است . و اين أولويّت به حسب استعمال در هر موردى تفاوت مىكند . و قبل از ما اين نظريّه را إبن بطريق كه از أعلام طائفهء شيعه در قرن ششم است در كتاب « عمدهء » خود بيان كرده ، و كم و بيش اين معنى از بسيارى از علماء أهل سنّت در وقتى كه معناى مولى را نمودهاند استفاده مىشود .
و يكى از أدلّهء آنكه معناى أوّل و متبادر به ذهن از لفظ مولى ، أولى بشىء است خبرى است كه مسلم در « صحيح » خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده
هامش
( 1 ) - آيه 15 ، از سورهء 57 : حديد .
( 2 ) - آيه 286 ، از سورهء 2 : بقره .
( 3 ) - آيه 40 ، از سورهء 8 : انفال .
( 4 ) - آيه 51 ، از سورهء 9 : توبه .