آمده است : به غير إذن وليّها يعنى متولّى أمر خود .
و بيضاوى در سه جاى از تفسير خود : در قوله تعالى :
ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا
« 1 » « آنچه خداوند براى ما نوشت ، اوست متولّى امور ما » ، و در قوله تعالى :
وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ
« 2 » « اعتماد و استمساك به خدا كنيد كه اوست متولّى امور شما » ، و در قوله تعالى :
وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ /
« 3 » « و خداوند متولّى امور شماست » ، آورده است كه مراد از مولى در اين آيات متولّى أمر است .
و أبو السّعود عمادى در تفسير خود در آيه شريفهء :
وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ /
« 3 » « و خداوند مولاى شماست » ، و در آيه شريفهء :
هِيَ مَوْلاكُمْ
« 5 » « آتش مولاى شماست » ذكر نموده است كه مراد از مولى ، متولّى أمر است . و راغب اصفهانى در « مفردات » خود نيز همينطور ذكر كرده است .
[ در حديث غدير مولى به معناى أولى مىباشد ]
و از أحمد بن حسن زاهد درواجكى در تفسير خود نقل است كه : المولى فى اللّغة من يتولّى مصالحك فهو مولاك يلى القيام بامورك و ينصرك على أعدائك « مولى در لغت به كسى گويند كه متولّى مصالح توست ، اوست مولاى تو كه به امور تو قيام مىكند ! و تو را بر عليه دشمنانت يارى مىنمايد » ! و به همين مناسبت به پسر عمو و معتق ( آزادكنندهء بنده ) مولى گويند . و پس از اين مولى اسم واقع شد براى كسى كه بر چيزى ثبات و دوام داشته باشد ، و از آن جدائى و مفارقت نكند .
و زمخشرى در « كشّاف » ، و أبو العبّاس أحمد بن يوسف شيبانى در « تلخيص كشّاف » ، و نسفى در تفسير خود ، در قوله تعالى :
أَنْتَ مَوْلانا
« 6 » « تو هستى مولاى ما » ، و نيشابورى در « غرائب القرآن » در گفتار خداوند :
أَنْتَ مَوْلانا
« 6 » ، و در گفتار ديگر خداوند :
فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ
« 8 » « پس بدانيد كه خداوند مولاى
هامش
( 1 ) - آيه 51 ، از سورهء 9 : توبه ، و تمام آيه اينست :قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ.
( 2 ) - آيه 78 ، از سورهء 22 : حجّ .
( 3 ) - آيه 2 ، از سورهء 66 : تحريم .
( 5 ) - آيه 15 ، از سورهء 57 : حديد .
( 6 ) - آيه 268 ، از سورهء 2 : بقره .
( 8 ) - آيه 40 ، از سورهء 8 : انفال .