وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ
« 1 » آورده است كه قفّال گفته است : هو مولاكم يعنى سيّدكم و المتصرّف فيكم يعنى خداوند آقاى شما و متصرّف در امور شماست . و نيز سعيد چلبى مفتى روم ، و شهاب الدّين احمد خفاجى هر دو آنها در تعليقهء خود بر تفسير « بيضاوى » آوردهاند ، و در « صواعق » از معانى حقيقيّهء مولى شمرده است ، و كمال الدّين جهرمى نيز در « ترجمهء صواعق » آورده است ، و محمّد بن عبد الرّسول برزنجى در « نواقض » ، و شيخ عبد الحقّ در « لمعات » خود ذكر كردهاند .
و بنابراين مراد از اين مولى متصرّفى است كه خداوند سبحانه او را برانگيخته است كه متبوع واقع گردد و عالم بشريّت را به مدارج و معارج انسانيّت و رستگارى رهبرى كند ، پس او أولى و سزاوارتر است از غير خود در تصرّف در جامعهء انسانى . و او بايد يا پيغمبر مبعوثى باشد ، يا إمام واجب الإطاعة كه از ناحيهء آن پيامبر منصوص باشد به أمر حضرت خداوندى .
و همچنين معناى متولّى أمر و صاحب اختيار در امور بايد اينطور باشد تا بتواند از طرف خدا به حقّ اختيارات مردم را در دست گيرد و آنها را به كمال ، هدايت كند .
ابو العبّاس مبرّد متولّى أمر را از معانى مولى شمرده است ، آنجا كه خداوند فرمايد :
بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا
« 2 » يعنى : خداوند متولّى أمور مردمى است كه ايمان آوردهاند . آنگاه گفته است كه ولىّ و مولى يك معنى دارند . و أبو الحسن واحدى در تفسير « وسيط » خود ، و قرطبى در تفسير خود در آيه شريفهء :
بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ /
« 3 » آوردهاند كه مراد از مولى متولّى امور است . و ابن أثير در « نهايه » ، و زبيدى در « تاج العروس » و ابن منظور در « لسان العرب » همين معنى را براى مولى ذكر كردهاند ، و گفتهاند : از اين قبيل است معناى حديث وارد از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه : أيّما امرأة نكحت به غير إذن مولاها فنكاحها باطل « هر زنى كه بدون اذن متولّى در امور خود نكاح كند ، آن نكاح باطل است » . و در روايتى
هامش
( 1 ) - آيه 78 ، از سورهء 22 : حجّ .
( 2 ) - آيه 11 ، از سورهء 47 : محمّد صلّى الله عليه و آله .
( 3 ) - آيه 150 ، از سورهء 3 : آل عمران .