تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
محبّت آنها به على عليه السّلام گردد كه چون بدانند أمير المؤمنين در رتبه و درجهء پيغمبر اكرم ، دوستدار و يار آنهاست ، بنابراين بر آنها لازم است از او متابعت كنند ، أمر او را گردن نهند و هيچگاه در مقام خلاف و ردّ گفتار او برنيايند . و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتار خود را با جملهء من كنت مولاه آغاز كردند معلوم مىشود كه بنابراين تقدير ، از محبّت و نصرت إراده نفرموده است مگر همان - گونه محبّت و نصرتى را كه خود نسبت به أفراد مؤمنين داشته است . فلهذا على عليه السّلام همچنين محبّتى به مردم دارد ، و چنين نصرتى از آنها مىنمايد . و در اين صورت اين نوع از محبّت و نصرت همانند محبّت و نصرت رسول خدا اختصاص به زعيم دين و دنيا و مالك امور ، و دافع از كيان و ناموس آنها و نگهدار بيضهء اسلام خواهد داشت ، و اين معنى همان معناى أولويّت به آنها از نفوسشان است كه اگر نباشد ، گرگان درنده ، و وحوش درهم شكننده ، و أيادى أعادى كفر و نفاق ، جامعهء اسلام را درهم مىشكنند ، و دست‌هاى عناد از هر سو دراز مىشود ، غارت‌هاى بنياد بركننده أموال مسلمين را مباح ، و نفوسشان را در معرض هلاك ، و ناموس و حرم خدا را هتك مىنمايند . و ديگر غرض از دعوت و بسط نظام دين از بين مىرود . و البتّه كسى كه در محبّت و نصرت تا اين سر حدّ بايد بوده باشد او خليفهء خداوند بر روى زمين و خليفهء رسول خدا خواهد بود . و اينست معناى ولايت كبراى إلهيّه . و اگر مراد از حديث ، إخبار از وجوب محبّت و نصرت علىّ بن أبي طالب است بر جماعت مؤمنان و يا إنشاء اين معنى است ، و معنايش اين مىشود كه : هر كس كه من دوستدار و يار او هستم او دوستدار و يار علىّ بن أبي طالب است ، و يا بر او واجب است كه دوستدار و يار على باشد ، در اين صورت اين معنى أمر تازه‌اى نبود كه محتاج به خطبه و تشكيل اجتماع مردم بدين نحو بوده باشد ، زيرا معلوم است كه چون أمير المؤمنين از مؤمنان است ، طبق آيات قرآن كريم ، مردم او را دوست دارند ، و يا بايد دوست داشته باشند . از اين گذشته اگر مراد از حديث إنشاء و يا إخبار از محبّت مسلمانان و يا نصرت آنها نسبت به أمير المؤمنين عليه السّلام بود ، بايد بفرمايد : من كان مولاى فهو مولى علىّ يعنى هر كس محبّ و يا ناصر من است بايد او محبّ و ناصر على باشد ،