2 - داستانى است كه استناد آن به بهترين مردم جهان : أحمد ، شناخته شده و قابل إنكار نيست .
3 - در آن حديث غدير ، إمامت حضرت حيدر و جمال او و جلال او بيان شده ، و تا روز قيامت ذكر خواهد شد .
4 - سزاوارترين مردم به اينكه ولايت حضرت مرتضى را داشته باشد ، آن كسى است كه احكام دين را از او بگيرد و براى ديگران نقل كند » .
اين مرد مطّلع خبير و أديب و عالم متضلّع كه هم عصر با ابن فتّال نيشابورى بوده است ، نيز در اشعار خود از لفظ مولى ، استفادهء معناى إمامت و مرجعيّت در أحكام دين را نموده است .
بارى ، اين اشعارى كه از بزرگان أدب در اينجا شاهد براى معناى مولى آورديم نمونهاى بود از اشعار و قصائد بىشمارى كه در طول مدّت چهارده قرن ، أدبا و فضلاى عربيّت دربارهء غدير و در معناى مستفاد از ولايت سرودهاند . و در اين مقدار نمونهاى كه ذكر كرديم ان شاء الله براى أهل فهم و درايت ، كفايت است .
اينك بپردازيم به شواهدى كه در قصّهء غدير وجود داشته ، و دلالت بر معناى إمامت از لفظ ولايت دارد .
اوّل شاهد و دليل ، خود لفظ مولى است كه در حديث آمده است . و مولى از مصدر ولايت است . و ولايت همان جنبهء يگانگى بين دو چيز ، و از بين رفتن حجاب و مانع و رادعى است كه مانع از اتّحاد بين دو چيز مىشود . و ما در جلد پنجم از همين مباحث « امامشناسى » آوردهايم كه : تمام معانيى را كه براى ولايت و مولى نمودهاند ، همگى به يك معنى برمىگردد و لفظ ولايت براى آن معناى بدون پيرايه و اضافه ، وضع شده است .
و راغب اصفهانى در « مفردات » خود در مادّهء ولى گويد : الولاء و التّوالى أن يحصل شيئان فصاعدا حصولا ليس بينهما ما ليس منهما . « 1 »
هامش
( 1 ) - « امامشناسى » ، ج 5 ، درس 61 و 62 ، از ص 15 تا ص 20 . و در آنجا از معناى ولايت و لفظ ولىّ و مولى به طور كافى بحث شده است ، و ليكن در اينجا به مناسبت لفظ مولى كه در حديث غدير وارد شده است إجمالا به مطالب گفته شده در آنجا اشارهاى شده است .