ندارد .
[ قدرت سيّد مرتضى در عربيّت ]
سيّد مرتضى در عربيّت و ادبيّات عرب و در لغت آنقدر قوى بود كه گويند : او أصل عربيّت است به معناى اينكه اعراب كه زبان مادرى آنها عربى است ، بايد عربيّت را از او ياد بگيرند .
أحوالات سيّد مرتضى و مجالس او با ابو العلاء معرّى و بحثهاى أدبى در كتب تراجم از جمله « روضات الجنّات » مذكور است . از شيخ عزّ الدّين أحمد بن مقبل وارد است كه او گفته است : اگر شخصى سوگند ياد كند كه سيّد مرتضى از خود عرب داناتر است به علوم عربيّت ، در نزد من گناه نكرده و سوگند بى جا نخورده است . و از يكى از شيوخ مصر نقل شده است كه او گفته است : سوگند به خدا من از كتاب « غرر و درر » سيّد مرتضى بهرههائى بردم ، و به مسائلى برخورد كردم كه از « كتاب سيبويه » و غير آن از كتب نحويّه بهره نبردم . و خواجه نصير الدّين طوسى هر وقت نام سيّد مرتضى در ضمن درس برده مىشد ، مىگفت : صلوات الله عليه ، و به قضاة و مدرّسين رو مىكرد و مىگفت : چگونه من بر سيّد مرتضى صلوات نفرستم ؟ ! و ابن فتّال نيشابورى از شيخ أديب : علىّ بن أحمد فنجكردى آورده است :
لا تنكرنّ غدير خمّ إنّه * كالشّمس فى إشراقها بل أظهر 1
ما كان معروفا بإسناد إلى * خير البرايا أحمد لا ينكر 2
فيه إمامة حيدر و جماله * و جلاله حتّى القيامة يذكر 3
أولى الأنام بأن يوالى المرتضى * من يأخذ الأحكام منه و يأثر
« 1 » 4 1 - « مبادا حديث غدير خمّ را انكار كنى ! چون اين واقعه مانند خورشيد در إشراق و لمعان است ، بلكه ظاهرتر از آن .
هامش
( 1 ) - « روضة الواعظين » ص 90 . و در اين كتاب در آخر بيت چهارم يؤثر ضبط شده است كه چون معناى مناسبى نداشت به يأثر تصحيح شد . و ممكن است يوالى به صيغهء مجهول ، و يؤخذ و يؤثر نيز هر دو به صيغهء مجهول باشند ، و معنايش اينطور است : « شايستهترين مردم به اينكه ولايت او را داشته باشند مرتضى ( على بن ابى طالب ) است ، و او كسى است كه احكام از او اخذ شده ، و از او براى ديگران نقل مىشود » . و در اين صورت شعر سليستر و روانتر است .
و در « مناقب ابن شهرآشوب » ج 1 ص 540 دو بيت از اين چهار بيت را ذكر كرده است .