در اين أبيات مىبينيم كه : بعد از حديث جعل ولايت به قول رسول خدا : من كنت مولاه ، وجوب إطاعت را همانند وجوب إطاعت هارون متفرّع كرده است ، و اين بدون معنى و مفاد إمارت و إمامت معنى ندارد .
[ أشعار سيّد مرتضى علم الهدى دربارهء غدير و استفادهء إمامت ]
و سيّد مرتضى شريف علم الهدى گويد :
أمّا الرّسول فقد أبان ولاءه * لو كان ينفع جائرا أن ينذرا 1
أمضى مقالا لم يقله معرّضا * و أشاد ذكرا لم يشده مغدّرا 2
و سنى إليه رقابهم و أقامه * علما على باب النّجاة مشهّرا 3
و لقد شفى يوم الغدير معاشرا * ثلجت نفوسهم ، و أدوى معشرا 4
قلقت بهم أحقادهم فمرجّع * نفسا و مانع أنّه أن تجهرا 5
يا راكبا رقصت به مهريّة * أشبت بساحته الهموم فأصحرا 6
عج بالغرىّ فإنّ فيه ثاويا * جبلا تطأطأ فاطمأنّ به الثّرى 7
و اقر السّلام عليه من كلف به * كشفت له حجب الصّباح فأبصرا 8
فلو استطعت جعلت دار إقامتى * تلك القبور الزّهر حتّى اقبرا
« 1 » 9 1 - « امّا رسول خدا ولايت علىّ بن أبي طالب را آشكار ساخت ، اگر بيم دادن و ترسانيدن از مخالفت آن براى شخص متعدّى و ستمپيشه ثمرى داشته باشد .
2 - رسول خدا گفتارى را إنفاذ فرمود كه آن را صريحا و بىپرده بدون تعريض و اشاره بيان كرد ، و ذكر و نام كسى را به مدح و ثنا با صداى بلند به ميان آورد ، كه اين إعلان عالى و بلند از روى خدعه و ايقاع در مهلكه نبود .
3 - و رسول خدا گردنهاى آن قوم را به سوى علىّ منعطف كرد ، و او را به عنوان علم هدايت بر در خانهء پيروزى و نجات و رستگارى برافراخت و بالا برد و مشهور كرد .
4 - و حقّا كه روز غدير جماعتى را خوشحال و مسرور كرده ، دل آنها را خنك و تازه نمود ، و جماعتى را به مرض و درد مبتلا كرد .
5 - كه حقدها و كينههاى ديرينهء ايشان ، آنها را به اضطراب افكند ، بطورى كه
هامش
( 1 ) - « ديوان سيّد مرتضى » ، ج 2 ص 36 و ص 37 ، با تصحيح رشيد صفّار . و پنج بيت از اين أشعار را در « مناقب ابن شهرآشوب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 538 آورده است .