تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
در صبحگاهى كه همه را مجتمع مىنمود شنيدند . 2 - كه فرمود : چه كسى از شما به خود شما اولويّتش بيشتر است ؟ همهء آنها با آنكه بسيار بودند با گفتار واحدى گفتند : 3 - تو مولاى ما هستى ، و اولويّتت به ما از ما بيشتر است ! و تو هستى كه پيامبر ترساننده از جانب خدا هستى ! 4 - رسول خدا فرمود : ولىّ و مولاى شما بعد از من على است ، و اوست كه رهبر و راهنماى شما و وزير من است . 5 - وزير من است در حيات من و وقت مرگ من ، و بعد از من او خليفهء من بر شما ، و أمير شماست ! 6 - پس پروردگار ولايت آن را داشته باشد از شما كه ولايت او را دارد ، و هنگام مرگ با سرور و شادمانى مواجه شود . 7 - و دشمن بدارد خداوند هر كدام از شما را كه او را دشمن بدارد ! و در وقت مرگ به او هلاكت برسد » . در اين ابيات ، حميرى از گفتار رسول خدا كه من أولى بكم و از من كنت مولاه استفادهء خلافت و امارت نموده است . زيرا پس از آنكه رسول خدا از مردم اقرار به اولويّت خود گرفت و بر آن ولايت على را همانند ولايت خود متفرّع نمود ، از اين تفريع ، هدايت و رهبرى و وزارت را در حال حيات و تا وقت رحلت ، و خلافت و امارت را بعد از رحلت مترتّب ساخت . و معلوم است كه اين معانى و مفاهيم از ولايت فهميده مىشود ، و گرنه استنتاج و تفرّع و ترتّب صحيح نبود . و نيز حميرى گويد :
نفسى فداء رسول الله يوم أتى * جبريل يأمر بالتّبليغ إعلانا 1 إن لم تبلّغ فما بلّغت فانتصب * النّبىّ ممتثلا أمرا لمن دانا 2 و قال للنّاس : من مولاكم قبلا * يوم الغدير ؟ فقالوا : أنت مولانا 3 أنت الرّسول و نحن الشّاهدون على * أن قد نصحت و قد بيّنت تبيانا 4 هذا وليّكم بعدى امرت به * حتما فكونوا له حزبا و أعوانا 5 هذا أبرّكم برّا و أكثركم * علما و أوّلكم بالله إيمانا 6