هذا له قربة منّى و منزلة * كانت لهارون من موسى بن عمرانا
« 1 » 7 1 - « جان به فداى رسول خدا بايد ، در آن روزى كه جبرائيل آمد و او را امر كرد كه در تبليغ إعلان و إعلام كند .
2 - كه اگر تبليغ نكنى رسالت را تبليغ نكردهاى ، و بنابراين پيامبر براى امتثال أمر خداوندى كه او را بندهء خود قرار داده است به پا ايستاد .
3 - و به مردم در روز غدير در حالى كه مواجه و روبروى آنها بود گفت : كيست مولاى شما ؟ ! و آنها گفتند : تو هستى مولاى ما ! 4 - و تو پيامبرى ، و ما همگى شهادت مىدهيم بر آنكه نصيحت امّت نمودى ، و بطور واضح و آشكارا شريعت خداوندى را بيان كردى ! 5 - پيامبر فرمود : اين ( على ) است ، ولىّ و صاحب اختيار شما پس از من ! و من مأمور شدم كه به طور حتم و جدّ ، ولايت او را إبلاغ كنم . و بنابراين بايد شما از حزب و جمعيّت و در خطّ مشى او باشيد ، و از ياران و كمككاران او ! 6 - اين على ، إحسان و فيضان رحمتش از همهء شما بيشتر است ، و علم و دانشش افزونتر ، و إيمان به خدايش زودتر و پيشتر ! 7 - اين على ، نسبت به من قرب و منزلتى دارد ، همانند قرب و منزلت هارون نسبت به موسى بن عمران » .
در اينجا نيز حميرى بعد از عبارت من مولاكم و گفتار ايشان كه : أنت مولانا جمله و عبارت : اينست ولىّ شما بعد از من ، و عبارت : نسبت همانندى برادرى هارون به موسى بن عمران را براى آن حضرت متفرّع مىكند ، و معلوم است هم ولايت بعد از موت ، و هم خلافت و وصايت از معانى مستفادهء از ولايت به معناى إمارت و إمامت است ، نه به معناى محبّت و نصرت .
و قاضى تنوخى گفته است : « 2 »
هامش
( 1 ) - « ديوان حميرى » ص 420 .
( 2 ) - قاضى تنوخى از علماء قرن سوّم و چهارم است . وفات او در سنهء 342 اتّفاق افتاد ، و قصيدهاى در ردّ عبد الله بن معتزّ متوفّى در سنهء 296 كه قصيدهاى در مدح بنى عبّاس ساخته و در آن به بنى عبّاس بر عليه بنى أبي طالب ( طالبيّين ) افتخار مىكرد ، و أوّلش اين بود :أبى الله إلّا ما ترون فما لكم * غضابا على الأقدار يا آل طالب