تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
كن ، و اگر او را نصب نكنى تبليغ رسالت مرا نكرده‌اى ! 3 - و به دنبال اين امر خداوندى ، پيغمبر على را طلب كرد ، و قوم را نيز طلب كرد ، و على را به عنوان هدايت بر آنها نصب كرد ، در اين حال مردم دو دسته شدند يك عدّه تصديق رسول خدا كردند ، و يك عدّه تكذيب آن حضرت را . 4 - پيامبر ولايت بر مردم را بعد از خود براى وارسته و ستوده أخلاقى قرار داد كه اين چنين نبود كه ولايت را براى غير وارسته و ستوده اخلاق قرار دهد » . در اين أبيات مىبينيم كه حميرى امر به تبليغ ولايت را از طرف خدا به لفظ نصب آورده است . و لفظ نصب كردن فقط مناسبتش با خلافت و امامت است ، نه با محبّت و نصرت . مىگويند : فلان كس را به خلافت و يا به امارت نصب كرد ، و نمىگويند : به محبّت و يا نصرت براى مردم نصب كرد . اين از جهتى ، و از جهت ديگر در بيت چهارم مىگويد : ولايت را بعد از خود براى مهذّبى جعل كرد . و معلوم است كه اگر ولايت به معناى محبّت و يا نصرت بود ، اختصاص به بعد از او نداشت ، بلكه هم در زمان حيات رسول خدا ، و هم بعد از او ، امّت بايد على را دوست داشته باشند ، و يارى كنند ، و ليكن إمامت است كه قرارداد آن ، بعد از رحلت رسول الله مىباشد .

[ أشعار حميرى در غدير خمّ و استفادهء امامت ]

و نيز حميرى گويد :
لقد سمعوا مقالته بخمّ * غداة يضمّهم و هو الغدير 1 فمن أولى بكم منكم فقالوا * مقالة واحد و هم الكثير 2 جميعا : أنت مولانا و أولى * بنا منّا و أنت لنا نذير 3 فإنّ وليّكم بعدى علىّ * و مولاكم هو الهادى الوزير 4 وزيرى فى الحياة و عند موتى * و من بعدى الخليفة و الأمير 5 فوالى الله من والاه منكم * و قابله لدى الموت السّرور 6 و عاد الله من عاداه منكم * و حلّ به لدى الموت النّشور
« 1 » 7 1 - هر آينه حقّا آنها گفتار رسول خدا را در خمّى كه همان غدير بود ،
هامش
( 1 ) - « ديوان حميرى » ص 198 . و در تعليقه گويد : در بيت هفتم « النّشور » وارد شده است بنابر نقل « مناقب » و نقل « الغدير » و ليكن صواب آن به عقيدهء من « الثّبور » است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 230 | السيد محمد حسين الطهراني