تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
نازل شده است . 4 - در روزى كه پيغمبر گفت : من كنت مولاه فهذا مولاه ، و شأن اين حادثه بزرگ بود . 5 - اين گفتار را پيغمبر براى امّت از روى جدّ و حتم گفت ، به طورى كه جاى گفتگو و بحث در آن نبود » . در اين أبيات مىبينيم كه اين صحابى بزرگوار كه أصلا عرب و بزرگ و سيّد و سالار ، و فرزند بزرگ و سيّد و سالار خزرج : سعد بن عبادة است چگونه على را امام خود و امام ما سواى خود مىداند ، و آن را از آيه واردهء در قرآن :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
كه در پى آمد آن رسول خدا فرمود : من كنت مولاه فعلىّ مولاه استنتاج كرده است . و على هذا حتما بايد ولايت به معناى إمامت ، و يا به طور حتم لازمه‌اش إمامت باشد كه بتوان چنين نتيجه‌اى را گرفت . و بنابراين در حاقّ لغت عرب ، ولايت به معناى إمامت و پيشوائى ، و يا لازمه‌اش آن است . قصائد و اشعار سيّد اسماعيل حميرى در باب ولايت أمير المؤمنين بسيار است ، و به طور كلّى ديوان او را مدائح أهل بيت و مطاعن مخالفان ايشان تشكيل مىدهد ، و ما براى شاهد چند فقره از أبيات او را در اينجا مىآوريم :
و بخمّ إذ قال الإله بعزمة * قم يا محمّد فى البريّة فاخطب 1 و انصب أبا حسن لقومك إنّه * هاد و ما بلّغت إن لم تنصب 2 فدعاه ثمّ دعاهم فأقامه * لهم فبين مصدّق و مكذّب 3 جعل الولاية بعده لمهذّب * ما كان يجعلها لغير مهذّب
« 1 » 4 1 - « و در غدير خمّ در وقتى كه خداوند از روى وجوب و عزيمت گفت : اى محمّد برخيز در ميان جماعت مردم و خطبه بخوان ! 2 - و أبو الحسن ( علىّ بن أبي طالب ) را به عنوان هدايت براى قوم خودت نصب
هامش
( 1 ) - « ديوان حميرى » ص 111 و ص 112 . و اين چهار بيت به ترتيب در شمارهء 100 تا 103 ، از قصيدهء 113 بيتى او قرار دارد كه مطلع آن اينست :هلّا وقفت على المكان المعشب * بين الطويلع فاللوى من كبكب
امام شناسى (فارسى) — صفحة 229 | السيد محمد حسين الطهراني