و نصوص رسول اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء او ذكر كردهاند همه را بيان مىكنند تا اينكه در اين خطبه مىفرمايد : فقد تركت بنو إسرائيل هارون و هم يعلمون أنّه خليفة موسى فيهم و اتّبعوا السّامرىّ ، و قد تركت هذه الامّة أبى و بايعوا غيره و قد سمعوا رسول الله صلى الله عليه و آله يقول له : أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا النّبوّة . و قد رأوا رسول الله صلى الله عليه و آله نصب أبى يوم غدير خمّ و أمرهم أن يبلّغ الشّاهد منهم الغائب « 1 » .
« بنى إسرائيل نيز هارون را ترك كردند با آنكه مىدانستند او جانشين حضرت موسى است در ميان آنها ، و از سامرى پيروى كردند . و اين امّت پدر مرا ترك كردند و با غير او بيعت كردند درحالىكه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده بودند كه به او مىفرمود : منزلهء تو نسبت به من منزلهء هارون است نسبت به موسى به استثناء نبوّت . و آنها رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديده بودند كه در روز غدير خمّ پدرم را به ولايت نصب نمود و مردم را أمر كرد كه حاضران از ايشان به غائبان برسانند » .
و نيز در « أمالى » همين مضمون از خطبهء حضرت إمام حسن را با ألفاظى ديگر و با سندى ديگر از عبد الرّحمن بن كثير ، از جعفر بن محمّد ، از پدرش ، از جدّش : على بن الحسين عليه السّلام روايت مىكند « 2 » .
و نيز شيخ محمّد بن محمّد بن نعمان معروف به شيخ مفيد ، در « أمالى » خود با سند متّصل خود روايت مىكند از محمّد بن نوفل بن عائذ صيرفى كه او گفت : من در نزد هيثم بن حبيب صيرفى بودم كه أبو حنيفة : نعمان بن ثابت بر ما وارد شد ، و در بين ما سخن از امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام به ميان آمد ، و سخن از غدير خمّ بين ما ردّ و بدل شد .
أبو حنيفة گفت : من به أصحاب خودم گفتهام كه شما در برابر اينها ( شيعيان ) إقرار به حديث غدير خمّ نكنيد زيرا كه در اين صورت در مخاصمه و نزاع بر شما غالب مىشوند ! در اين حال رنگ از چهرهء هيثم بن حبيب صيرفى پريد و سيمايش دگرگون
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 96 ، حديث سى و پنجم . و « أمالى شيخ » ج 2 ، ص 172 و ص 173 .
( 2 ) - « غاية المرام » ص 96 ، حديث سى و ششم .