تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
هم مولاى بنى هاشم بود . و اين حديث و گفتارى كه بين او و أبو حنيفه جارى شد در زمانى بود كه حكومت بنى عبّاس ظهور يافته بود ، و براى طرفداران على بن ابى - طالب و حديث غدير امكان اظهار حقّانيّت آل محمّد صلى الله عليه و آله وجود نداشت « 1 » . ابن بابويه در كتاب « نصوص على الأئمّة الاثنى عشر عليه السّلام » با سند متّصل خود از محمود بن لبيد آورده است كه : چون رسول خدا رحلت كرد ، كار فاطمه اين بود كه بر سر قبور شهداء مىآمد ، و بر سر قبر حمزه مىآمد و گريه مىكرد . يكى از روزها من بر سر مزار حمزه رفتم ، ديدم كه فاطمه - صلوات الله عليها - آنجاست و مشغول گريستن است . من صبر كردم تا از گريه فارغ شد ، آنگاه پيش رفتم و سلام كردم و گفتم : اى سيّدهء نسوان ! سوگند به خدا كه با گريهء خود رگهاى دل مرا پاره كردى ! فاطمه گفت : اى أبا عمرة ! من سزاوار است گريه كنم چون در مصيبت بهترين پدران : رسول خدا گرفتار آمدم . و پس از آن شروع كرد به خواندن اين بيت :
إذا مات يوما ميّت قلّ ذكره * و ذكر أبى قد مات و الله أكبر
« وقتى شخصى از دنيا برود ياد او در ميان مردم كم مىشود ، و ليكن ياد پدر من از وقتى كه مرده است سوگند به خدا كه بزرگتر شده است » .

[ استشهاد حضرت فاطمه سلام الله عليها به حديث غدير ]

عرض كردم : اى سيّدهء من ! من مىخواهم از شما مطلبى را بپرسم كه در سينهء من مىآيد و أفكار مرا مضطرب مىكند ! حضرت فاطمه فرمود : بپرس ! عرض كردم : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء إمامت على قبل از رحلتشان نصّى نمودند ؟ ! حضرت فرمود : وا عجبا أنسيتم يوم غدير خمّ ؟ ! اى شگفتا آيا شما روز غدير خمّ را فراموش كرديد ؟ ! عرض كردم : بلى روز غدير خمّ تصريحى بر اين امر بود ، و ليكن من مىخواهم از آنچه كه رسول خدا در پنهانى به تو گفته است سؤال كنم ! حضرت فرمود : اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول : علىّ فيكم خير من اخلّفه فيكم ، و هو الإمام و الخليفة بعدى ، و سبطاه و تسعة من صلب الحسين أئمّة أبرار . لئن اتّبعتموهم وجدتموهم هادين مهديّين ، و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم إلى يوم القيامة .
هامش
( 1 ) - « أمالى » شيخ مفيد طبع 1403 هجرى قمرى مجلس سوم ص 26 تا ص 28 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 203 | السيد محمد حسين الطهراني