نظر در اين مطلب بيش از اين مقدار است ليكن تو أمر را سهل و آسان بگير ! و بعد از اين جريان ، در موسم حجّ ما براى حجّ حركت كرديم ، و با ما حبيب نيز بود ، و داخل شديم بر حضرت أبو عبد الله جعفر بن محمّد عليه السّلام و سلام كرديم ، و حبيب جريان واقعهء كوفه و بحث با أبو حنيفه و انكار اقرار و اعتراف او را دربارهء حديث غدير ، با إقرار و اعتراف به صحّت أصل واقعهء غدير به محضر حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد ، كه آثار كراهت و ناراحتى در سيماى آن حضرت مشهود شد .
[ خطبهء إمام حسن مجتبى عليه السّلام در حضور معاويه و إشاره به غدير ]
حبيب گفت : و اين محمّد بن نوفل است كه در آن مجلس حضور داشته است . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : دست از اين گفتگو بردار ! با مردم با حسن أخلاق رفتار كنيد ! و ليكن با كردارتان مخالف آنها باشيد ! فإنّ لكلّ امرىء ما اكتسب ، و هو يوم القيامة مع من أحبّ ، لا تحملوا النّاس عليكم و علينا ! و ادخلوا فى دهماء النّاس : فإنّ لنا أيّاما و دولة يأتى بها الله إذا شاء .
« براى هر فردى از أفراد انسان همان چيزى است كه كسب كرده است ، و او در روز قيامت با آن كه محبوب اوست معيّت و همجوارى دارد . مردم را بر خودتان و بر ما بار نكنيد و تحميل ننمائيد ! و شما هم در جمعيّت مردم وارد شويد ! از براى ما أيّامى است و دولتى است كه آن زمان كه خداوند بخواهد آن را خواهد آورد » .
حبيب در برابر كلام حضرت ساكت شد . حضرت گفتند : اى حبيب آنچه را كه گفتم فهميدى ؟ ! شما مخالفت أمر مرا مكنيد كه پشيمان مىشويد ! حبيب گفت : من هيچگاه مخالفت أمر شما را نخواهم كرد .
أبو العبّاس ابن عقدة أحمد بن محمّد بن سعيد گويد : من از علىّ بن حسن دربارهء محمّد بن نوفل پرسش كردم ، گفت : أهل كوفه است . گفتم : از چه طائفه ؟ ! گفت : مىپندارم كه مولاى بنى هاشم باشد . و حبيب بن نزار بن حيّان
هامش
بود . و از اين بيان معلوم مىشود كه شوذب كه در روز عاشورا با عابس بن شبيب شاكرى بود و او را شوذب مولى شاكر گويند غلام عابس نبوده است بلكه با شاكر كه قبيلهء عابس بوده است هم سوگند بوده و يا بدان قبيله مهاجرت كرده است . شاكر قبيله ايست در يمن از طائفهء همدان كه از اولاد شاكر بن ربيعة بن مالك هستند ، و عابس از آن قبيله بود فلذا او را شاكرى گويند . و شوذب از هم سوگندها يا واردان بدان قبيله بوده ، و لهذا با عابس هم سفر شده و به فيض كربلا رسيده است . و شايد هم مقام او از عابس بالاتر بوده است زيرا دربارهء او گفتهاند : و كان متقدّما فى الشّيعة .