تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
فاطمه عليها السّلام وارد مىشوى . و خداوند به من وحى كرده است كه براى بيان فضل تو برپا خيزم ، و من براى آن در ميان مردم قيام كردم و آنچه را كه خداوند مرا به تبليغ آن امر كرده بود تبليغ كردم . و به او گفت : بپرهيز از كينه‌هائى كه در سينهء كسانى است كه آن را آشكار نمىكنند مگر پس از مرگ من ، ايشان را خداوند لعنت مىكند و لعنت كنندگان نيز لعنت مىكنند . ثمّ بكى النّبىّ فقيل : ممّا بكاؤك يا رسول الله ؟ قال : أخبرنى جبرائيل عليه السّلام عن ربّه عزّ و جلّ : أنّ ذلك يزول إذا قام قائمهم ، و علت كلمتهم ، و اجتمعت الامّة على محبّتهم ، و كان الشّانى لهم قليلا ، و الكاره لهم ذليلا ، و كثر المادح لهم ، و ذلك حين تغيّر البلاد ، و تضعّف العباد ، و الإياس من الفرج ، فعند ذلك يظهر القائم فيهم - الحديث « 1 » . « و سپس رسول خدا گريست . از آن حضرت از علّت گريه چون سؤال شد ، گفت : جبرئيل عليه السّلام از پروردگارش عزّ و جلّ به من خبر داده است كه اين كينه‌ها و آزارها ، در وقتى كه قائم آل محمّد قيام كند سپرى مىشود ، و در هنگامى كه كلمه و نام ايشان بالا رود و امّت من بر محبّت ايشان مجتمع گردند . و در آن‌وقت زشت‌گويان بر آنها كم خواهند بود ، و ناپسندداران آنها ذليل و بىأرج خواهند بود ، و مدّاحان و ثناگويان آنها زياد خواهند بود ، و اين زمانى به وقوع خواهد پيوست كه شهرها و بلاد دگرگون گردد ، و بندگان خدا در ضعف و ناتوانى بسر برند ، و يأس و نااميدى از فرج و گشايش همه را فرا گيرد . در آن وقت است كه قائم آل محمّد در ميان آنها پديدار گردد » - الحديث . و نيز شيخ در « أمالى » با سند متّصل خود از مجاشعى ، با دو سند : يكى از محمّد بن جعفر بن محمّد از پدرش حضرت صادق عليه السّلام ، و ديگرى از حضرت رضا عليه السّلام ، از پدرش موسى ، از پدرش جعفر بن محمّد عليه السّلام ، و با هر دو سند آن حضرت از آبائشان ، از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده‌اند كه شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگفت : بنى الإسلام على خمس خصال : على الشّهادتين ، و القرينتين . قيل
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 94 و ص 95 ، حديث سىام . و « أمالى شيخ » قسمت اوّل ، جزء دوازدهم ص 361 و ص 362 .