تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
از ابراهيم خليل در من جارى شده است ، چون من از إبراهيم هستم ، و إبراهيم از من است ، و فضيلت من ، فضيلت اوست ، و فضيلت او فضيلت من است ، و من از ابراهيم افضل هستم ، و اين تصديق گفتار پروردگار من است كه :
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
« 1 » . رسول خدا هنوز حيات داشت و پايش در مشربهء امّ ابراهيم بود كه مردم امر را از علىّ بن ابي طالب برگرداندند » « 2 » .

[ روايات وارده از شيعه دربارهء حديث غدير ]

و نيز صدوق با سند متّصل خود روايت مىكند از وكيع مسعودى ، مرفوعا از سلمان فارسى - رحمه الله - كه او مىگفت : إبليس - لعنه الله - به جماعتى عبور كرد كه آنها امير المؤمنين عليه السّلام را سبّ مىكردند . إبليس در مقابل آنها ايستاد . آنها گفتند : اينكه در برابر ما ايستاده است كيست ؟ ! ابليس گفت : من أبو مرّة هستم ( أبو مرّة لقب ابليس است ) گفتند : اى أبو مرّة آيا تو سخن ما را نمىشنوى ؟ ! إبليس گفت : بدى و زشتى براى شما باشد ! شما مولاى خودتان علىّ بن ابي طالب را سبّ مىكنيد ! گفتند : تو از كجا مىدانى كه على مولاى ماست ؟ ! إبليس گفت : از گفتار پيغمبرتان كه گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله . آنها گفتند : آيا تو از مواليان و شيعيان او هستى ؟ ! گفت : نه ، من از مواليان و شيعيان او نيستم و ليكن او را دوست دارم ، و هر كس كه بغض او را در دل داشته باشد من در مال و فرزندان او شريك خواهم شد . آنها گفتند : اى أبو مرّة ! تو دربارهء على به ما چيزى نمىگوئى ؟ ! ابليس گفت : اى جماعت ناكثين و قاسطين و مارقين شما از من بشنويد ! من در ميان گروه جنّ خداوند را دوازده هزار سال عبادت كردم ، چون خداوند طائفهء جنّ را هلاك كرد من از تنهائى به سوى خداوند عزّ و جلّ شكايت ، آوردم ، خداوند مرا به آسمان دنيا بالا برد ، و من خداوند را دوازده هزار سال در ميان فرشتگان عبادت كردم . و در اين بين كه ما خداوند عزّ و جلّ را تسبيح و تقديس مىنموديم يك نور
هامش
( 1 ) - آيه 34 از سورهء 3 : آل عمران : « ذرّيّه‌اى هستند كه بعضى از آنها از بعض ديگرند ، و خداوند شنوا و داناست » . ( 2 ) - « غاية المرام » ص 90 حديث دوّم .