تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و نيز ابن ابى الحديد در شرح آورده است كه : عمّار بن ياسر با عمرو عاص ، در روز صفّين گفتگوئى داشتند . عمّار بن ياسر به عمرو عاص گفت : من تو را مطّلع مىكنم كه به چه علّت با تو و با أصحاب تو جنگ مىكنم ؟ ! رسول خدا به من امر كرد با ناكثين جنگ كنم ( شكنندگان بيعت با على ) و من جنگ كردم ، و به من امر كرد تا با قاسطين جنگ كنم ( متعدّيان و متجاوزان ) و شما آنها هستيد ! و امّا مارقين ( خارج‌شدگان از دين ) پس نمىدانم آنها را ادراك مىكنم يا نه ؟ ! أيّها الأبتر أ لست تعلم أنّ رسول الله صلى الله عليه و آله قال : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ؟ و أنا مولى الله و رسوله ، و علىّ مولاى بعدهما « 1 » . « اى أبتر ( مقطوع الخير و الرّحمة ) آيا نمىدانى كه رسول خدا دربارهء على چنين فرمود ؟ ! و من مولاى خدا و رسول خدا هستم ، و بعد از آن دو ، على مولاى من است » . علّامهء كبير و محدّث عظيم : سيّد هاشم بحرانى كه از علماى ارزشمند اسلام و مكتب تشيّع است و صاحب « تفسير برهان » و « مدينة المعاجز » و « غاية المرام » و كتب ديگر ، در « غاية المرام » بعد از نقل هشتاد و نه روايت از عامّه كه ما اندكى از آن را در اينجا ذكر كرديم گويد : خبر غدير خمّ چه از ناحيهء عامّه و چه از ناحيهء خاصّه به حدّ تواتر رسيده است ، حتّى اينكه محمّد بن جرير طبرى صاحب تاريخ ، كتابى مستقلّ در اين باب نوشته و نام آن را كتاب « الولاية » گذارده است و در آن طرق اين حديث را از هفتاد و پنج طريق استخراج كرده است ، و اين مرد عامّىّ المذهب است . و أبو العبّاس محمّد بن سعيد بن عقدة نيز كتابى مستقلّا نگاشته ، و طرق حديث غدير را از يكصد و پنج طريق استخراج كرده است ، و اين مقدار از حدّ تواتر متجاوز است ، و بنابراين هيچگاه خبرى يافت نشده است كه تعداد طرق آن به اين مقدار باشد . و على هذا واجب است كه اين حديث أصل متّبع و طريق واضح و
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 89 حديث هشتاد و ششم .