تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
پيغمبر در خطبه فرمود : « اى مردم من بشر هستم ، و نزديك است كه فرستادهء مرگ از پروردگارم بيايد و من إجابت كنم ، و من در ميان شما دو چيز پر أرزش و نفيس باقى مىگذارم : يكى از آن دو كتاب خداست ، كسى كه از آن پيروى كند بر هدايت است ، و كسى كه آن را ترك كند بر ضلالت است ، و در كتاب خدا هدايت و نور است . بنابراين كتاب خدا را بگيريد و به آن متمسّك گرديد ! آنگاه رسول خدا بسيار تحريص و ترغيب به كتاب خدا نمود ، و سپس فرمود : أهل بيت من . من خدا را به ياد شما مىآورم دربارهء اهل بيت خودم ! من خدا را به ياد شما مىآورم دربارهء أهل بيت خودم ! ما گفتيم : آيا زنان رسول خدا جزء أهل بيت او مىباشند ؟ ! زيد گفت : نه سوگند به خدا . زيرا كه زن با شوهرش در زمانى زيست مىكند ، و سپس در مدّتى مديد زيست مىكند ، و پس از آن مرد او را طلاق مىدهد ، و آن زن به قوم و عشيرهء خود برمىگردد ، أهل بيت رسول خدا ، أهل او و عصبهء او هستند كه صدقه بر آنها حرام شده است » . و از « مناقب ابن مغازلى » ابو الحسن علىّ بن مغازلى واسطى شافعى با سند متّصل خود از زيد بن أرقم قضيّهء غدير را آورده است كه رسول خدا پس از حمد و ثناى خدا فرمودند : أمّا بعد أيّها النّاس فإنّه لم يكن لنبىّ من العمر إلّا نصف ما عمّر من قبله ، و إنّ عيسى بن مريم لبث فى قومه أربعين سنة ، و إنّى قد اشرعت « 1 » فى العشرين ، ألا و إنّى يوشك أن أفارقكم و إنّى مسؤول و أنتم مسؤولون . و پس از حثّ و ترغيب مردم به تمسّك به ثقلين مىفرمايد : فإنّى قد سألت لهما اللّطيف الخبير فأعطانى ، ناصر هما لى ناصر ، و خاذلهما لى خاذل ، و وليّهما لى ولىّ ، و عدوّهما لى عدوّ ، الا فإنّها لم تهلك امّة قبلكم حتّى تدين بأهوائها ، و تظاهر على نبوّتها ، و تقتل من قام بالقسط منها . ثمّ أخذ بيد علىّ بن أبي طالب فرفعها و قال : من كنت وليّه فهذا وليّه اللّهمّ وال من والاه ،
هامش
( 1 ) - در « مناقب » قد أسرعت با سين مهمله آمده است ، يعنى من با شتاب وارد در سال بيستم شده‌ام .