مسلّم بيان مىنمايند .
و از جملهء متكلّمين قاضى منجّم محمّد شافعى متوفّى در سنهء 876 در « بديع المعانى » است . و از جملهء آنان جلال الدّين سيوطى در كتاب « أربعين » خود ، و از جمله مفتى شام حامد بن على عمادى در « الصّلاة الفاخرة بالأحاديث المتواترة » ، و از جمله آلوسى بغدادى متوفّى در 1324 است در « نثر اللّئالى » ، و غير از اينها از متكلّمين ديگر .
و لغويّين هيچ چارهاى براى خود نمىبينند چون در معناى مولى و يا خمّ و يا غدير و يا ولىّ مىروند و در آن حركت و گردشى دارند ، مگر اينكه به حديث غدير ، إشارهاى بنمايند ، همانند :
ابن دريد محمّد بن الحسن متوفّى در سنهء 321 در « جمهرهء » خود ج 1 ص 71 « 1 » .
و ابن أثير در « نهايه » ، و حموى در « معجم البلدان » در خمّ ، و زبيدى حنفى در « تاج العروس » و نبهانى در « مجموعهء نبهانيّه » « 2 » .
در « غاية المرام » در تحت عنوان نصّ رسول خدا صلى الله عليه و آله بر أمير المؤمنين علىّ - بن ابي طالب عليه السّلام در غدير خمّ به ولايت كه مقتضى إمارت و إمامت است ، در گفتار آن حضرت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، هشتاد و نه روايت از طريق عامّه ، و چهل و سه روايت از طريق خاصّه نقل مىكند . و ما چند روايت از عامّه و چند روايت از خاصّه در اينجا مىآوريم :
أحمد بن حنبل گفت : روايت كرد براى من ابن نمير كه او گفت : روايت كرد براى من عبد الملك بن عطيّهء عوفى كه او گفت : به نزد زيد بن أرقم رفتم و گفتم : دائى من از تو روايتى در شأن على در روز غدير خمّ روايت كرده است ، و
هامش
( 1 ) - گفته است : غدير خمّ معروف است ، و آن موضعى است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در آنجا براى بيان فضل أمير المؤمنين عليه السّلام به خطبه ايستاد . در « جمهرهء » طبع شده اينطور وارد است ، و ليكن اين شهرآشوب كه اين مطلب را در عصر پيش از طبع از روى نسخههاى خطّى از او حكايت مىكند اينطور مىگويد كه : غدير خمّ موضعى است كه در آنجا پيامبر بر ولايت على تنصيص كردند . و سپس دست امين مطبعه آن را بدين صورت تحريف نموده است .
( 2 ) - « الغدير » ، ج 1 ، ص 5 تا ص 8 .