تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
دلالت بر خبرت او به حديث دارد . و از اين فقرات به وجوه عديده جلالت و نبالت و مهارت و نباهت و غايت فضل و كمال و حذاقت حسكانى مستفاد است . امّا ادّعاى دلالت مجلس تصحيح حديث ردّ شمس بر تشيّع پس ضررى نمىرساند ، چه آنفا دانستى كه تشيّع حسب تصريح علّامه ابن حجر عسقلانى عبارت است از محبّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام و تقديم آن حضرت بر صحابه و تلك شكاة ظاهر عنك عارها « 1 » . و پس از آنكه فصلى در مدح و منقبت حاكم حسكانى سخن مىگويد ، از سجستانى سخن به ميان مىآورد : أبو سعيد مسعود بن ناصر سنجرى سجستانى نيز كتابى مستقلّ كه ضخامت آن به هفده جزء مىرسد ، در جمع طرق حديث غدير تصنيف نموده و آن را به كتاب دراية حديث الولاية » موسوم ساخته و أعداد اسانيد آن يك هزار و سيصد است . و پس از آنچه ما از « اقبال » سيّد بن طاوس راجع به كتابش در غدير آورديم ، گويد : از اين عبارت برمىآيد كه سجستانى كتابى خاصّ در ضبط طرق حديث غدير تصنيف نموده ، و آن كتاب هفده جزء است كه نام آن را كتاب « دراية حديث الولاية » گذاشته ، و در آن از صد و بيست صحابه اين حديث شريف را روايت كرده . در « طرائف فى معرفة مذاهب الطّوائف » فرموده : من وقوف يافتم بر كتابى كه أبو سعيد مسعود بن ناصر سجستانى تصنيف نموده ، و آن را كتاب « دراية حديث الولاية » نام گذارى كرده است . و آن مشتمل بر هفده جزء است . و من همانند چنين كتابى نديده‌ام ، و اين مسعود بن ناصر از موثّق‌ترين مردان مذاهب اربعه است ، او از حديث يوم الغدير و نصّ رسول الله بر اينكه علىّ بن أبي طالب بعد از او خليفه است ، پرده برداشته است . از يكصد و بيست تن از صحابه روايت كرده است ، كه شش تن از آنها زن مىباشند ، و هر كس بر مضمون و محتواى كتاب « دراية حديث الولاية » اطّلاع پيدا كند هيچ شكّى براى او نمىماند كه آن كسانى كه بر علىّ بن ابي طالب تقدّم جستند ،
هامش
( 1 ) - « عبقات » ، ج غدير ، ص 37 .