« مستدرك » إخراج آنهاست . و امّا حديث طير داراى طرق بسيارى است كه جدّا زياد است و من براى آن تصنيفى مستقل نمودهام كه مجموع آن أحاديث ايجاب مىكند كه داراى اصل است . و امّا حديث من كنت مولاه فعلىّ مولاه داراى طرق بسيار خوبى است ، و من براى آن نيز تصنيفى مستقلّ كردهام .
[ گفتار صاحب « عبقات الانوار » در تواتر حديث غدير نزد عامّه ]
تا آنكه گويد : خطيب بغدادى كه در حال حاكم نوشته است : ثقه است و ميل به تشيّع دارد ، بعضى از علماء گفتهاند كه معناى تشيّع او اينست كه قائل بود به تفضيل حضرت على بر عثمان كه مذهب جمعى از أسلاف بود ، و الله اعلم .
تا آنكه گويد : و بالاتر از همه آنست كه بعضى از علماء در جمع طرق حديث غدير بيست و هشت جلد يا زياده تصنيف كردهاند .
چنانچه محمّد بن علىّ بن شهرآشوب مازندرانى ، كه صلاح الدّين خليل بن ابيك صفدى در « وافى بالوفيات » ، و شيخ مجد الدّين أبو طاهر محمّد بن يعقوب فيروزآبادى در كتاب « البلغة فى تراجم أئمّة النّحو و اللّغة » ، و جلال الدّين عبد الرّحمن بن أبى بكر سيوطى در « بغية الوعاة فى طبقات النّحاة » جناب او را به مدائح عظيمه و مناقب فخيمه و محاسن جليله و أوصاف جميله ستودهاند ، و صفدى تصريح كرده است كه : او صدوق اللّهجه بوده ، در كتاب « مناقب » بنابر نقل حسين بن خير « 1 » در كتاب « نخب المناقب لآل أبى طالب » گفته است : جدّ من : شهرآشوب مىگفت كه : من از أبو المعالى جوينى شنيدم كه متعجّبانه مىگفت : من يك جلد در بغداد در دست يك نفر صحّاف ديدم كه در آن روايات حديث غدير بود ، و بر روى آن نوشته بود : جلد بيست و هشتم از طرق گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، و به دنبال اين جلد ، جلد بيست و نهم است .
و ابن كثير شامى از أبو المعالى جوينى - على ما نقل - در تاريخ خود نقل كرده : إنّه كان يتعجّب و يقول : شاهدت مجلّدا ببغداد فى يد صحّاف فيه روايات هذا الخبر مكتوبا عليه المجلّدة الثّامنة و العشرون من طرق « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » ، و يتلوه المجلّد التّاسع و العشرون « 2 » .
هامش
( 1 ) - در « الذريعة » حسين بن جبير ضبط كرده است .
( 2 ) - اين داستان را از جوينى ، شيخ سليمان حنفى قندوزى در « ينابيع المودّة » ص 36 ، و علامّهء