جلالت مىستايد ، مىآورد ، و سپس مىگويد :
« محمد بن جرير طبرى صاحب تاريخ ، خبر يوم الغدير را در كتابى علىحده آورده ، و براى آن هفتاد و پنج طريق بيان كرده است و آن را « كتاب الولاية » نام نهاده است . » چنان كه صاحب « عمدة » - طاب ثراه - اين مطلب را با همين عباراتى كه آورديم بيان كرده است . و پس از بيان آنچه ما از كتاب « إقبال » سيّد بن طاوس دربارهء كتاب طبرى آوردهايم گويد : و در « طرائف » گفته است : حديث غدير را محمّد بن جرير طبرى در كتاب تاريخ خود از هفتاد و پنج طريق روايت كرده است ، و علاوه بر آن كتابى مستقلّ در اين موضوع نوشته ، و اسم آن را « كتاب ولايت » گذارده است ، و من در بعضى از كتابهاى طبرى خواندهام : آن كتابهائى در صحّت خبر يوم الغدير نگاشته است ، كه اسم آن كتاب را ردّ بر حرقوصيّه گذارده است يعنى حنابله ، چون أحمد بن حنبل از أولاد حرقوص بن زهير خارجى است ، و بعضى گفتهاند طبرى كتابش را بدين نام نهاده است چون بر بهارى حنبلى به بعضى از چيزهائى كه دربارهء غدير است ، طعن داشته است .
و علّامه شمس الدّين أبو عبد الله محمّد بن أحمد بن عثمان بن قايماز تركمانى دمشقى ذهبى به تأليف طبرى كتابى را مستقلّا در طرق حديث غدير ، اعتراف نموده ، و به إظهار وقوف خود بر آن كتاب و مدهوش گرديدن به ملاحظهء كثرت طرق حديث ، كسر ظهر منكرين نصّاب « 1 » نموده ، چنانچه محمّد بن اسماعيل در « روضهء نديّه » شرح « تحفهء علويّه » گفته است : ذهبى در « تذكرة الحفّاظ » در ترجمهء من كنت مولاه گفته است كه : محمّد بن جرير طبرى در اين موضوع كتابى تصنيف كرده است ، كه من بر آن واقف شدم ، و از كثرت طرق آن مدهوش گشتم .
و اسماعيل بن عمر بن كثير بن ضو بن كثير شافعى كه نموذج فضائل و محامد و مناقب و مفاخر او را در ما بعد إن شاء الله تعالى خواهى شنيد ، در تاريخ خود در ذكر محمّد بن جرير طبرى - على ما نقل - گفته : من ديدم كتابى را از طبرى كه راجع به أحاديث غدير خمّ بود ، و در دو جلد ضخيم بود ، و كتابى را نيز
هامش
( 1 ) - يعنى موجب شكست پشت منكران و معاندان بود .