تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
دشمنى كردند ، و ميل به رياست پيدا كردند ، و عدد سندهاى كتاب « دراية الولاية » يكهزار و سيصد سند است . اين عبارت دلالت دارد بر آنكه سجستانى تصنيف كتابى در جمع طرق حديث غدير نموده كه از يكصد و بيست صحابه در آن روايت كرده و عدد أسانيد اين كتاب به يكهزار و سه صد مىرسد . و مخفى نماند كه مسعود سجستانى از اجلّهء حفّاظ و أعاظم محدّثين و أكابر معتمدين و مشايخ معتبرين و سبّاق موثّقين و حفّاظ متقنين سنّيّه است . عبد الكريم سمعانى در « أنساب » گفته : ابو سعيد مسعود بن ناصر بن أبى زيد سنجرى الرّكاب ، كان حافظا متقنا فاضلا . به سوى خراسان و جبال و عراقين و حجاز مسافرت كرد ، و زياد حديث شنيد ، و روايت كرد ، و جمع احاديث نمود . جماعتى كثير از مرو و نيشابور و اصفهان براى ما بيان كردند ، و در سنهء چهار صد و هفتاد و هفت رحلت كرد « 1 » . و پس از شرحى دربارهء احوال سجستانى ، گويد : شمس الدّين ابن أبو عبد الله محمّد بن أحمد ذهبى كه مشايخ محقّقين و علماء معتمدين قوم ، أسفار خود را به طراز جلائل فضائل او معلّم و مطرّز كرده‌اند ، نيز كتابى خاصّ در ذكر طرق حديث غدير ، مفرد ساخته ، و تصريح نموده كه براى اين حديث طرق جيّده است . در كتاب « مفتاح كنز دراية رواية المجموع من درر المجلّد المسموع » مسطور است كه : خطيب بغدادى گفته است : حاكم ، عالمى موثّق بود و ميل به تشيّع داشت . احاديثى را جمع كرده و پنداشت كه آنها بنابر شرط بخارى و مسلم صحيح مىباشند ، كه از آن جمله است : حديث طير ، و حديث من كنت مولاه فعلىّ مولاه ليكن أصحاب حديث اين أحاديث را از او منكر شمردند ، و به قول خودشان التفات نكردند . حافظ ذهبى گويد : شكّ نيست كه در « مستدرك » أحاديثى بسيار است كه آنها بر شرط صحّت نيستند ، بلكه در آن أحاديث موضوعه‌اى است كه شأن
هامش
( 1 ) - « عبقات » ، ج غدير ، ص 41 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 161 | السيد محمد حسين الطهراني