تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
والاه ، و عاد من عاداه . و سپس ابن بطريق گفته است : راوى اين حديث : أبو القاسم فضل بن محمّد گفته است : اين حديث صحيح است از رسول خدا صلى الله عليه و آله . و حديث غدير خمّ را از رسول الله قريب به صد نفر روايت كرده‌اند كه از آن جمله مىباشند عشرهء مبشّره . و آن حديثى است كه من در آن هيچگونه عيب و نقض روايتى نمىبينم ، و اين فضيلتى است كه على ( رضى الله عنه ) به آن اختصاص يافته ، و در اين فضيلت هيچكس با او شريك نمىباشد - انتهى « 1 » .

[ كتابهاى مستقلّى كه دربارهء غدير تأليف شده است ]

سپس گويد : از اين عبارت ظاهر است كه حديث غدير خمّ ، حديث صحيح است از جناب رسالت مآب صلى الله عليه و آله ، و روايت كرده‌اند اين حديث شريف را صد كس از صحابه كه از جملهء ايشان عشره‌اند ، يعنى ده كس از صحابه كه حديث بشارت جنّت را در حقّ ايشان نقل مىكنند . و فضل بن محمّد بنابر مزيد تأكيد ، برين كلام اكتفا نكرده ، به مزيد تأكيد و تشييد مبانى صحّت و ثبوت اين روايت باز فرموده كه : اين حديث ثابت است ، نمىدانم براى آن علّتى ( نقصى و عيبى ) . و نيز فرموده كه : متفرّد شده على عليه السّلام به اين فضيلت ، شريك نشده است آن حضرت را كسى . و اين كلام قطع نظر از دلالت بر كمال صحّت و ثبوت و تواتر و استفاضهء حديث غدير دالّ است بر آنكه اين حديث بر إمامت يا افضليّت آن جناب كه مستلزم إمامت است دلالت دارد . زيرا كه عدم مشاركت ديگرى جناب امير المؤمنين عليه السّلام را در اين فضيلت ، دليل صريح است بر اختصاص آن جناب به اين فضيلت ، پس اگر فضيلت عين إمامت است فذاك المطلوب ، و اگر غير امامت است پس باز هم چون ديگران از آن بهره ندارند ، جناب أمير عليه السّلام افضل ايشان باشد « 2 » . و پس از اين ، شرح مفصّلى بيان كرده است در اينكه علماء بزرگ و أكابر اهل سنّت بر كتاب ابن عقده و خطبهء غدير خمّ در آن با طرق متعدّده تصريح نموده‌اند .
هامش
( 1 ) - خصوص اين حديث را از ابو القاسم فضل بن محمّد ، ابن مغازلى در « مناقب » خود ص 27 حديث شمارهء 39 آورده است . ( 2 ) - « عبقات » ، ج غدير ص 6 و ص 7 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 156 | السيد محمد حسين الطهراني