دين باشد او را حفظ مىكند . و آنچه را كه سياق آيه حتما مىرساند ، آن نوع شرّ و فتنهاى است كه موجب انقلاب أمر نبوّت براى پيغمبر مىشده است ، بطورى كه زحمات پيغمبر را در بالا بردن پرچم دين و إعلاء كلمهء توحيد و عدل ، و دعوت مردم را به عبوديّت حضرت حقّ ساقط مىكرده است .
و ثانيا لفظ ناس ( مردم ) را مطلق آورده است ، تا دلالت كند كه در اين سواد مردم همه گونه از مؤمن و منافق و كسانى كه دلشان مريض و قلبشان آلوده است يافت مىشود كه همه با هم مخلوط بوده و تمايزى ندارند .
و على هذا اگر بنا بشود ترس وجود داشته باشد ، بايد از عامّهء آنان ترسيد ، و جملهء تعليليّهء : إنّ الله لا يهدى القوم الكافرين إشعار به اين نكته دارد .
و ثالثا مراد به كافرين ، خصوص مشركان و يا يهود و نصارى نيستند ، بلكه كفر در اينجا به معناى عامّ خود از پوشانيدن و مستور نمودن روى حقّ آمده است ، همچنان كه در آيه 97 از سورهء 3 : آل عمران :
وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
« و كسى كه ( به أمر خدا در ايجاب حجّ بيت الله الحرام در صورت استطاعت ) كفر ورزد ، ( يعنى نپذيرد و به حقّ نگرايد و به باطل متوجّه شود ) پس خداوند از جهانيان بىنياز است » ، دلالت بر همين قسم از أقسام كفر به معناى عامّ و مطلق دارد ، و همانطور كه خواهيم دانست : مراد از كفر ، استكبار و استنكار از أصل دين نيست كه با امتناع از شهادتين متحقّق شود ، زيرا آن معناى از كفر مناسبت با مورد آيه ندارد ، مگر در صورتى كه بگوئيم مراد از ما انزل إليك من ربّك مجموع أحكام و دستورات دين بوده باشد ، و اين را هم خواهيم دانست كه صحيح نيست .
و رابعا مراد از عدم هدايت خداوند ، عدم هدايت آنهاست در كيد و مكرشان ، بطورى كه با توسّل به أسباب جاريهء دنيويّه موفّق به وصول به هدفهاى خود نگردند ، و به آنچه را كه از شرّ و فساد آرزو مىكنند نرسند مانند آيه 6 از سورهء 63 : منافقون :
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
« خداوند گروه فاسقان را به أهداف خود رهبرى نمىكند » .
و أمّا اينكه مراد از عدم هدايت ، عدم هدايت آنها در ايمان باشد ، اين معنى صحيح نيست ، زيرا كه منافات با أصل دعوت پيامبر و تبليغ دارد ، زيرا كه معنى