است » .
و از همين جهت است كه شأن رسالت را در قرآن إبلاغ دانسته است : در آيه 99 ، از سورهء 5 : مائده :
ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ
« بر عهدهء رسول غير از رسانيدن چيزى نيست » .
سوّم كلمهء ما انزل إليك است يعنى ابلاغ كن چيزى را كه به تو نازل شده است . در اينجا نام آن چيز را بخصوصه نبرده است ، بلكه با صفت ما انزل آورده است ، تا دلالت بر اهمّيّت و بزرگى اين أمر كند ، و اينكه چون فرستادهشدهء از جانب خداست ، پيامبر در تأخير آن حقّى ندارد ، و نيز براى بيان آن به مردم ، براى آن حضرت عذرى است .
چهارم قيد من ربّك است . يعنى از جانب پروردگار تو ، و اين مىرساند كه خداوند رحيم و كريم و خالق و مدبّر و هادى تو كه همه چيز تو در تحت قدرت اوست ، اين را فرستاده است . پس چگونه جاى ترديد و تأمّل و تروّى و تأخير است ؟
پنجم جملهء و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته ، اگر اين مأموريّت را بجا نياورى ، أصلا اداى رسالت پروردگارت را ننمودهاى ! و در بعضى از قرائتها فما بلّغت رسالاته « أصلا رسالتهاى پروردگارت را انجام ندادهاى » ، آمده است ! و اين جمله نهايت تأكيد ، و أهمّيّت حكم مزبور را مىرساند ، كه آن در درجه و منزلهاى است كه اگر تنها آن را انجام ندهى ، مثل آنست كه بطور كلّى هيچيك از رسالات خدا را كه متحمّل و متعهّد شدهاى انجام ندادهاى ! و اين جمله به صورت تهديد آمده است ، كه بفهماند : أهمّيّت اين حكم تا حدّى است كه اگر به مردم نرسد ، و حقّ آن كاملا مراعات نگردد ، گويا هيچ حكم از أحكام خدا توسّط رسول او به مردم نرسيده است و هيچيك از أجزاء دين به محلّ و مقرّ خود ننشسته ، و به جاى خود قرار نگرفته است .
بايد دانست كه اين جملهء شرطيّه : اگر بجا نياورى رسالت خدا را بجا نياوردهاى ! مانند ساير جملههاى شرطيّهء متداوله نيست ، چه معمولا جملهء شرطيّه را وقتى به كار مىبرند ، كه تحقّق جملهء شرطيّه مجهول باشد ، و بنابر اين جملهء جزائيّه مترتّب بر تحقّق جملهء شرطيّه است . و ليكن در اينجا مقام پيامبر أكرم أشرف