و أرفع است از آنكه خداوند دربارهء او احتمال تبليغ حكم و عدم تبليغ حكم را بدهد ، در حالى كه خود خدا مىفرمايد :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
« 1 » .
« خداوند داناتر است آنجائى را كه رسالت خود را قرار دهد » . فعلىهذا اين جملهء شرطيّه در ظاهر مفادش تهديد ، و در حقيقت إعلام به غير رسول الله است كه تا چه سر حدّ اين أمر نازل شده ، حاوى أهمّيّت بوده و رسول خدا در تبليغش معذور است .
ششم دو جملهء و الله يعصمك من النّاس إنّ الله لا يهدى القوم الكافرين « خداوند تو را از مردم حفظ مىكند ! و حقّا خداوند گروه مخالفان و معاندان را كه پيوسته روى حقّ را مىپوشانند ، و با حقّ باطنا در ستيز و منازعهاند ، به مقاصد دنيوى و أسباب وصول به اهداف خود در شكستن اين حكم نازلشدهء از ناحيهء ما رهبرى و هدايت نمىنمايد .
جملهء أوّل مىرساند كه در تبليغ اين حكم ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از مردم نگرانى و وحشت داشته است ، و جملهء دوّم به منزلهء جملهء تعليليّه براى اين جمله است . زيرا خداوند همهء گروهها و دستجات مخالف را مهار و مقيّد مىكند ، و آنها را به دسترسى به اسبابى كه بتوانند در اين حكم با پيغمبر منازعه و مخاصمه نمايند ، و براى برانداختن دين او و آئين او قيام و اقدام كنند متمكّن نمىگرداند ، و آن اسباب را عاطل و باطل مىسازد . و بالنتيجه ايشان موفّق به ستيزه و منازعهء با او در اين أمر نخواهند شد .
در اينجا اوّلا مىبينيم كه عصمت از مردم را مطلق آورده و بيان نكرده است كه : خداوند از كدام گونه از أنواع تعدّيات مردم ، از آزار رسانيدن به جسم مثل كشتن و يا مسمون كردن و يا به أقسام قتل ناگهانى بدون توجّه ( فتك و ترور ) ، و يا معارضه با عرض و آبرو مثل سبّ و لعن و شتم و افتراء و اتّهام ، و يا معارضه با آن حضرت به غير اين امور مانند برگردانيدن وجههء نبوّت و خطّ مشى آن را با مكر و خدعه و كيد و حيله ، پيغمبر خود را حفظ مىكند ، و بطور كلّى از بيان آن سكوت كرده است . اين براى إفادهء تعميم است كه خلاصه از هر گونه گزند كه راجع به
هامش
( 1 ) - آيه 124 ، از سورهء 6 : أنعام .